۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۳ آبان  | 2019 11 Thursday
آرشیو خبر آمار بازدید: 721 کد مطلب: 44633  
گفتگو با یک کودک کار به بهانه روز جهانی منع کارِ کودکان؛

آرزویی ندارم...

حدیث حیدری
۱۳۹۷ يکشنبه ۲۷ خرداد ساعت 16:50

صدای قزوین:

 

پسری 9 ساله است، چشم های روشنی دارد و نسبت به بچه های هم سن و سال خودش کوتاهتر به نظر می رسد؛ اسمش را که می گوید بلافاصله و با حرارت خاصی اضافه می کند که بعد از 3 دختر به دنیا آمده و مادرش خواب دیده بود که اسمش را باید "محمد حسین" بگذارند. «من کلی اسباب بازی و ماشین داشتم.. خواهرام به من حسودی میکردن و یواشکی کتکم میزدن.... مادرم اجازه نمی داد تو کوچه با کسی بازی کنم...بیشتر وقتا تو خونه بودیم..تلویزیون نگاه میکردیم و نقاشی می کشیدیم...تا اینکه بابام دیگه هرشب با دوستاش میومد خونه و بعدش با مامانم دعوا میکردن.»
و ادامه می دهد: مامانم قهر می کرد اما جایی نداشت بره ، میرفت مینشست تو پارک. اون اوایل بابام بعد از  اینکه دوستاش میرفتن وقتی می دید مامانم نیست میرفت دنبالش و میاوردش خونه. بهش می گفت اینقدر به من گیر نده..اما کم کم حتی دنبالشم نمیرفت و مامانم اونقدر تو پارک گریه میکرد که چشماش خون می افتاد.آخرش به اصرارِ من و خواهرام برمی گشت خونه...ولی واقعا هیچ جا رو نداشت که بره.»
خانواده محمد حسین با درآمد کارگری پدر روزگار میگذارندند، تا زمانی که پدر بعد از یک دوره ی بیماری، در دام مواد مخدر می افتد و بعد هم  پای رفقا به خانه باز می شود و بدهی پشت بدهی. پس از رنج و مصیبت بسیار، یک روز  پدرشان که دیگر سایه ای از یک پدر بود، می رود و برنمی گردد. مادر هم غصه می خورد هم انگار  نفس راحتی می کشد، بدبختی و بی پولی هم از در دیگر بر سرشان آوار می شود. 
بعد از چند تجربه ناموفقِ مادر خانواده در کارهای بیرون از خانه برای کسب درآمد؛ از چشم ناپاکیِ صاحب کار تا حقوق خیلی پایین و خرابکاری بچه ها در خانه ... او تصمیم میگیرد در خانه  بماند و از بیرون کار بگیرد. کارهایی مثل  چسپ و پیچ و مهره بندی و دوخت و دوز/ اما اینها کفاف گذران زندگی 4 کودک و خودش را نمی دهد. بچه ها به نوبت درگیر کار می شوند و مدرسه را رها می کنند. مادر قول می دهد وضعشان که خوب شد و بدهی هایشان را صاف کردند همگی با هم به مدرسه خواهند رفت. 

محمد حسین به کارش عادت کرده است!
من نمیگذارم خواهرام زیاد کار کنن؛ اونا شاید روزی 3 ساعت بیان و دستفروشی کنن، اما من صبح تا شب رو هستم...یه وقتایی آدما خصوصا زن و شوهرهای جوون برام ناهار و شام میگیرن که دیگه اون وقتا هم خونه نمیرم و میمونم کار میکنم. این مدت همه چی فروختم از آدامس و دستمال و پلاستیک  تا جوراب و بادکنک... اما باید ببینی مشتریِ کجا چی میخواد و کجا روزی اش بهتره. مثلا سر چهارراه ولیعصر فقط به درد گدایی میخوره..با اینکه چراغ قرمزش طولانیه اما کسی از آدم چیزی نمی خره.. همه تو ماشین نشستن شیشه ها رو دادن بالا و با هم حرف میزنن.
اما یه جاهایی هست که فقط من بلدم و اونجا خوب ازم خرید میکنن. راستش من به اینکار عادت کردم...به این فکر نمیکنم که تا کی قراره دستفروشی کنم.. ..هرشب که پولهای رنگیمو میبرم خونه و با مادر و خواهرا میشمریم کلی می خندیم...حالم خوب میشه.با تمام سختی هایی که داره برای من قشنگ هم هست. من تنها مرد خونه مون هستم.
محمدحسین می گوید بعضی وقتا تنهایی آزارش می دهد؛  من هیچ دوستی ندارم و خیلی وقته بازی نکردم...آخرین باری که با چندتا از بچه های دستفروش دوست شدم فهمیدم اونا باندی کار میکن، میخواستن من رو ببرن با اونا کار کنم اما اینطوری برای من نمی صرفید ...باید نصف بیشتر پولایی که در میاوردم رو می دادم به رییس!  تازه اون باید میگفت چی بفروش چی نفروش...اگه مجبورت می کرد باید گدایی هم میکردی، من که ندیدمش...اما میگفتن خیلی ترسناکه. برای همین از دستشون فرار کردم..هنوزم نمی دونم اون بچه ها منو واقعا دوست داشتن یا برای بردنم جایزه گذاشته بودن. هرچی بود خلاص شدم...دو هفته کار نکردم تا پیدام نکنن... آخه شنیده بودن که من خوب کار می کنم و خیلی حرفه ای ام.
از محمد حسین میپرسم اگر وضعیت مالی شان خوب شود و نیازی به کار کردن او نباشد چه کار می کند؟
- خب اول میرم مدرسه ...یه وقتایی از کنار مدرسه ها که رد میشم دلم میخواد مثل اونا لباس بپوشم و سرکلاس بشینم، مثل آرزو می مونه.. من هیچ وقت مدرسه نرفتم. اما  اگه یه روزی هم بشه که برم،به هرحال بعد از مدرسه باید برم به کارم برسم! .چون من 3 تا خواهر دارم و وضع ما هیچوقت اونقدر خوب نمیشه که من مثل بقیه بنشینم تو خونه.. تو این دنیا هیچکس از وجود ما خبر نداره...به جز طلبکارا که نمی شناختیمشون و می اومدن اذیتمون می کردن کسی نمی دونه ما هم وجود داریم... ما باید پول دربیاریم.مامانم میگه الان جوونیم... نمیدونیم بعداچه خبره. وقت برای بازی و نقاشی هست... ولی ما نمی دونیم بعدا چی میشه.
 
 
خانه ی مهر علی جایی ست كه كارش سر و سامان دادن به همین آرزوی مدرسه رفتنِ بچه های كار است؛ موسسه ای غیر دولتی و مردم نهاد كه توسط كادرى داوطلب اداره می شود و از آغاز فعالیتش در سال ٩١ تا كنون كودكان زیادی را كه به هر دلیل مجبور  بودند كار كنند و وقت و امكان تحصیل در مدارس عادی نداشتند  را با سواد كرده است.
معصومه قاسم زاده عضو هیات مدیره این سمن پاى گفتگو با خبرنگار مینودر نشسته است؛
در آغاز كار، مربیان و همكاران موسسه به صورت میدانی سراغ كودكان شاغل در كوچه و بازار می رفتند و از آنها می پرسیدند كه آیا مدرسه می روند یا نه؟  در صورتی كهجواب منفی بود شماره تماسی به آنها داده می شد تا در  صورت تمایل این بچه ها بیایند و آموزش ببینند؛ این جامعه همینطور بزرگ شد و بچه هایی كه می آمدند كم كم دوستان خود را هم معرفی میكردند؛ تا جایی كه ما در مدت فعالیت خود هر سال تحصیلی میانگین ١٢٠ نفر دانش آموز داشته ایم كه از پایه ی اول تا ششم را در این جا درس خوانده اند.
قاسم زاده اضافه می كند كه خانه مهر علی هیچ بودجه ای ندارد و تمام هزینه كردهای آن توسط خیرین و یا فعالیت های جانبی موسسه مانند جشن عاطفه ها، جشن یلدای مهربانی و همینطور جشنواره غذا تامین می شود؛ در این جشنواره ها مردم و خیرین مبالغی را كمك می كنند تا هزینه های سالیانه ی موسسه برای مكانِ آموزشی، خوراك و پوشاك وخدمات فرهنگی تا حدودی تامین شود.
این بانوی نیكوكار هدف اصلی خانه مهر علی را آموزش كودكان كار و بازمانده از تحصیل عنوان می كند و معتقد است هنگامی كه فقر فرهنگ و سواد داشته باشیم آسیب های جانبی زیادی گریبانگیر جامعه می شود و این كودكان به عنوان نسل آینده نباید از ابتدایی ترین حق خود كه همان حق تحصیل است محروم شوند.
قاسم زاده در پاسخ به سوال من مبنی بر اینكه چه فعالیت هایی در مدرسه انجام می شود گفت:
ما علاوه بر آموزش كامل از پایه اول تا ششم، یك كارگروه پزشكی داریم كه این كودكان را سالیانه یكبار به طور كامل هم در حوزه دندان و هم بینایی و همینطور سلامت كلی، معاینه می كنند. كه در این بین چند عمل فوری هم داشتیم كه چون خانواده استطاعت مالی نداشته توسط خیرین و یا خود موسسه هزینه های عمل تقبل شده است.
همچنین هر سال خرید كاپشن و كفش برای این بچه ها را داریم كه توسط خیرین انجام می شود و در برنامه روزانه نیز تغذیه دارای ارزش غذایی برای كودكان گنجانده شده است.
اما یكی از موضوعات مهم دیگر كه از دغدغه های خانه مهر علی است آموزش مهارت و یا كارآفرینی به این بچه هاست تا اگر پس از پایان تحصیل در اینجا امكان ادامه تحصیل درمقاطع دیگر را نداشتند بتوانند با حرفه ای كه یاد گرفته اند برای خود شغلی دست و پا كنند یا تجربه ای اندوخته باشند، اما متاسفانه نه  شرایط این كار را داریم نه مكانش را.
از وی درباره تفاوت این بچه ها با بچه های دیگری كه مجبور به كار نیستند می پرسم؛
- این بچه ها به خاطر شرایطی كه تجربه كرده اند خیلی زود وارد دنیای بزرگترها و كار و سختی شده اند؛ ما دختر بچه ای را داشتیم كه از ٥سالگی در كوره آجر پزی كار كرده است.قطعا نمی شود گفت این بچه ها شبیه به بقیه هستند.
اینها مقاوم تر و قوی تر به نظر می رسند اما به همین میزان آسیب بیشتری دیده اند و مورد خشونت های بسیار واقع شده اند.
كودكی داشته ایم كه علاوه بر ساعت كار بسیار روزی ١٠٠٠تومان درآمد داشته و‌ وقتی علت را جویا شدیم‌ فهمیدیم بچه های بزرگتر یا سردسته ها با زور و خشونت پولش راگرفته اند.
خیلی از اینها وقتی بار اول وارد مدرسه می شوند پر از بی اعتمادی اند...و اولین و‌مهم ترین وظیفه ما بازسازی اعتماد این بچه هاست و تاکید هرروزه بر این نکته که  همه آدمها بد نیستند و کسانی که اینجا هستند آنها را از صمیم‌قلب دوست دارند؛ خدا را شکر این باور هم در بچه ها ایجاد می شود و‌خودشان به مرور همه چیز را درک‌ می کنند.
همچنین یکی دیگر از فعالیت های خانه مهر علی معرفی چندی از کودکان کار به مدارس برای تعیین سطح و ادامه تحصیل بود، کودکانی که یا سن مدرسه رفتنشان گذشته بود یا مشکل هویتی داشتند و یا به نوعی اخلالی اینچنینی در روند تحصیلشان وجود داشت با معرفی موسسه مشکلشان رفع شد.
قاسم زاده
  اصلی ترین مساله ی حال حاضر هیات مدیره ی این موسسه را نداشتن مکانی مستقل برای توسعه فعالیت ها و خدمت رسانی می داند؛ ما هم اکنون شیفت بعدازظهر مدرسه دکتر مافی را از آموزش و پرورش ناحیه ۲ اجاره کرده این و از ساعت ۳ الی ۶ بعد ازظهر در چهار رز وهفته کلاس مدرسه را دایر میکنیم اما داشتن فضای مستقل و زمان بیشتر به ما کمک می کند تا فعالیت خود را گسترش دهیم و بتوانیم بچه های بیشتری را از بیسوادی نجات بدهیم.

این قرار نیست یک پیام اخلاقی باشد، اما بی تفاوتی بدترین دردی است که جامعه می تواند دچارش شود، حالا بی تفاوتی به هم نوع یا هرچیز دیگری که انسانیت را خدشه دار می کند. کودکانِ امروز آینده ی بشریت اند و ما مسئول بخش زیادی از این آینده هستیم. بی تفاوتی به آموزش و دانشِ کودکانی که با جبر روزگار از دنیای شیرین کودکی کنده شده اند، نشانه ای زود رس برای روزهای سرد و خاموش آینده است.


 


تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نام:  
پست الکترونیکی:
نظر شما:  
کد امنیتی:

 
 
اخبار مرتبط با این خبر
کشف ۲ تن چوب قاچاق در تاکستان پسماند واحدهای فرآوری معدنی در قزوین مدیریت نمی‌شودحفظ محیط زیست از شاخص‌های اصلی در اجرای پروژه‌هاست۲۶۷ قزوینی با کمک صندوق کارآفرینی امید مشغول به کار شدندهفت درصد جمعیت باسواد قزوین عضو کتابخانه‌ها هستندآغاز ثبت نام داوطلبان نمایندگی یازدهمین دوره­ ی مجلس شورای اسلامی از ۱۰آذر ماهروند آبرسانی از سد طالقان به قزوین تسریع شود۱۳ واحد تملیکی در تاکستان باید سریع‌تر به تولید بازگردند۱۰۰ تصفیه خانه فاضلاب در کشور احداث می‌شودهمه دستگاه‌ها برای امنیت و سلامت انتخابات تلاش کنندکیفیت پایین آرد نان در استان قزوین ساماندهی شوداصفهان و فارس میزبان دهیاران قزوینورزشکاران قزوین در جام خوشه چین به ۲ قهرمانی دست یافتند۵۵۰۰ واحد مسکونی در استان قزوین احداث می شودشناسایی ۹۹ فرصت سرمایه‌گذاری در قزوینمعاون وزیر نیرو از طرح انتقال آب سد طالقان به آبیک بازدید کردطرح جامع تاکستان بازنگری شودنمایشگاه گردشگری و ملزومات سفر در قزوین افتتاح شد۱۰ اثر در جشنواره تئاتر قزوین به نمایش در می‌آیدیک سوم اعضای اتاق بازرگانی‌ها باید سهم زنان شود
کیفیت پایین آرد نان در استان قزوین ساماندهی شودنمایشگاه گردشگری و ملزومات سفر در قزوین افتتاح شدآغاز ثبت نام داوطلبان نمایندگی یازدهمین دوره­ ی مجلس شورای اسلامی از ۱۰آذر ماه۱۰۰ تصفیه خانه فاضلاب در کشور احداث می‌شودروند آبرسانی از سد طالقان به قزوین تسریع شودمعاون وزیر نیرو از طرح انتقال آب سد طالقان به آبیک بازدید کردشناسایی ۹۹ فرصت سرمایه‌گذاری در قزوینورزشکاران قزوین در جام خوشه چین به ۲ قهرمانی دست یافتنداصفهان و فارس میزبان دهیاران قزوینهمه دستگاه‌ها برای امنیت و سلامت انتخابات تلاش کنند۵۵۰۰ واحد مسکونی در استان قزوین احداث می شودطرح جامع تاکستان بازنگری شودپیشخوان روزنامه های امروز صبح استان / چهارشنبههفت درصد جمعیت باسواد قزوین عضو کتابخانه‌ها هستندحفظ محیط زیست از شاخص‌های اصلی در اجرای پروژه‌هاستپسماند واحدهای فرآوری معدنی در قزوین مدیریت نمی‌شودکشف ۲ تن چوب قاچاق در تاکستان ۲۶۷ قزوینی با کمک صندوق کارآفرینی امید مشغول به کار شدند۱۳ واحد تملیکی در تاکستان باید سریع‌تر به تولید بازگردند
حاجی میرازیی به خاطر تعلل در استخدام معلمان حق التدریس تذکر گرفترفع یک نگرانی در مورد طرح رتبه بندی معلمانتذکر به حاجی میرزایی درباره استخدام حق التدریسی هارفتارهایی که زائران ایرانی اربعین باید از آنها دوری کنند!رفع یک نگرانی درباره طرح رتبه بندی معلماناز خانه فرار کردم و با دوشنبه ازدواج کردم/ حالا می خواهد من و 3 فرزندم را به افغانستان ببرددستگیر ورزشکار مشهور در پایتخت / او چه کسی است و جرمش چیست؟خانواده بیرانوند اجازه دهند علت مرگ را اعلام می کنیم!تصادف مرگبار اتوبوس در زنجان/42 کشته و زخمیربودن دختر 2 ساله توسط زن معتاد / یسنا کوچولو در حالی که یک قدم تا مرگ فاصله داشت پیدا شدواکنش مردم به دیدار کتایون ریاحی با دالایی لاما + عکسچگونه اپلیکیشن های گوشی قدیمی خود را به دستگاه اندرویدی جدید منتقل کنیم؟استخدام مدیر اداری در آموزشگاه زبان آفاق در تهرانفضانوردی که قرآن را به فضا بردخون انصاری فرد به جوش آمدتحلیل فوتبالی؛ از جای خالی شجاع خلیل زاده در تیم ملی تا پرسپولیس بدون سید جلالاستراماچونی در اینتر برنامه نویس بود؟!جانشین دیاباته؛ آبروی استراماچونی!انتقال یکی از گزینه های خارجی استقلال منتفی شدخرید جدید استقلال لو رفت؛ مهاجم 31 ساله بریتانیایی در تهران!
افسانه حمّام و جنّ در تاریخ ایران از کجا آمده؟تن این بازیگران مرده‌ را در گور نلرزانید!راز «جیب کوچک جلوی شلوار لی» چیست؟نوشیدن چای سلامت قلب را تضمین می‌کند؟مردم انتظار جوان گرایی از مدیریت شهری فعلی داشتند/ لزوم ارائه گزارش جوان گرایی اجرایی از سوی شورای شهر تهران/ حوزه های شهرسازی و توسعه ای نیاز به مدیریت جوانان داردراهکارهای اصلی طب سنتی برای مقابله با آلودگی هوابحران آلودگی هوا و علل ناکارآمدی قوانین در کنترل آنآیا واقعا امنیت تیبا و پراید تفاوتی با یکدیگر دارد؟متهم جدید ترافیک مرموز این روزهای پایتخت12 باور غلط و اشتباه رایج در مورد باتری گوشی های موبایلخطراتی پنهانی که در کمین پرخواب‌هاست!صغحه اول روزنامه‌های 23 آبان1398اعلام اسامی کند ترین و کم سرعت ترین وب سایت هاسلطان فولاد چگونه بازداشت شد؟آیا واقعا درک طعم غذا با احساس درد مرتبط است؟دستگیری ابر بدهکار بانکی اینبار در دوبیشوخی وحشتناک مرد چینی کار دستش داد!شهردار تهران: اختلافی با پلیس نداریمگدایی با پوشش زنانه با درآمد روزی ۶۰ هزارتومان!جدیدترین واکنش‌ها به ماجرای چندهمسری