۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۸ شهريور  | 2018 9 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 17666 کد مطلب: 12094  
از نداشتن باتوم برای مقابله تا رژه ی فرهنگی سپاه

ناگفته های سال 73 و شلوغی های شهر در ماجرای استان شدن قزوین

عباس نیکویه
۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير ساعت 15:24

 

صدای قزوین - سرویس سیاسی؛ سال 1373 درپی رای نیاوردن لایحه استان شدن قزوین بخشی از مردم اعتراض خود را از طریق حضور در کف خیابان ها به گوش مسوولان رساندند. مسوولانی که همانند مردم به رای نیاوردن این لایحه در مجلس چهارم اعتراض داشتند؛ اگرچه در روزهای پایانی خرداد ماه سال 76  نمایندگان مجلس پنجم رای به استان شدن قزوین دادند، اما همچنان خاطرات تلخ آن روزها از ذهن مردم قزوین پاک نشده است. عباس نیکویه، فرماندار قزوین در روزهای شلوغی سال 73 است که بازخوانی جزئیات اتفاقات آن سه روز را در گفتگو با پایگاه خبری تحلیلی صدای قزوین روایت می کند. 

 

آقای نیکویه دقیقا اعتراضات سال 73 از چه زمانی شروع شد؟ چون قاعدتا" نمی توان ادعا کرد که مردم یک دفعه تصمیم گرفتند که به خیابان بریزند و به خاطر استان نشدن قزوین اعتراض خیابانی کنند.

یک خواست عمومی برای مستقل شدن و استان شدن هم در مردم و هم در مسوولان قزوین وجود داشت و اینکه از لحاظ برخی شاخص ها، قزوین برتر از زنجان بود. تا اینکه این مسئله در مجلس طرح شد وما هم به این نتیجه رسیدیم که باید برای تحقق این امر فعالیت کنیم. از همین جهت بروشورهایی درباره استعدادهای قزوین در حوزه های مختلف مثل صنعت، کشاورزی و... تهیه کردیم تا خوراکی برای نمایندگان مجلس و مسوولان دولت باشد که در رای آنها تاثیر بگذارد.

 

این بروشورهای قرار بود کجا پخش شود؟

عمومی نبود و فقط برای مسوولان دولت ، نمایندگان مجلس و کسانی که قرار بود به استان شدن قزوین رای بدهند تهیه شده بود.

 

این اقدامات برای چه سال هایی است؟

برای دوره قبل از فرمانداری من در قزوین. فکر کنم نزدیک سال های 72 بود. من هنوز این بروشورها را دارم. خیلی جالب بود که ما مطالعه کردیم و دیدیم مثلا" قزوین رتبه اول استفاده از نشریات خارجی را دارد یا در برخی دیگر از زمینه ها که ما در رتبه های اول بودیم و این موارد در بروشورها قرار داده شد. سرانجام این قضیه در کمیسیون مجلس رای آورد و برای رای گیری به صحن علنی مجلس رفت.

 

شما آن زمان فرماندار قزوین بودید؟

نه، قبل از فرماندار شدنم بود. تهیه این بروشور توسط یک کار گروهی که آقای احمد نصری -که آن زمان نماینده قزوین در مجلس بودن- و چند نفر دیگه انجام شد. به هر صورت شرایط عمومی کشور شدیدا" موافق استان شدن قزوین بود. یعنی قبل از تصویب، بسیاری از بزرگان کشور توصیه می کردند زمینه ها فراهم شود، مثلا ساختمان استانداری را بسازید. به همین خاطر ساختمان استانداری ساختش شروع شد و زمین آن هم از طرف یک قزوینی، هدیه داده شد و خیلی های دیگر کمک کردند تا این ساختمان از طریق کمک های مردمی ساخته شود. در زمانی که من فرماندار بودم خیلی از مسوولان کشور که به قزوین می آمدند از روند ساخت ساختمان استانداری بازدید کردند و ما حتی در کارگاه کوچکی که برای ساخت ساختمان بنا شده بود به این آقایان بستنی و چای هم دادیم و آنها هم خیلی تشویق کردند (با خنده).

 

پس شروع اتفاقات از تصویب اولیه لایحه استان شدن قزوین و ارائه آن به صحن علنی مجلس  بود.

بله. مردم خیلی خوشحال شدند و همانجا یک سری از سر احساسات کارهایی کردند. مثلا جلوی ماشین هایی که پلاکش زنجان بود را  می گرفتند یا تابلوهای اداراتی که نام زنجان داشت را پایین می کشیدند. با توجه به این وضعیت سه ماه قبل از شلوغی ها شورای تامین را تشکیل دادم و در آن جلسه اتفاقاتی که ممکن بود در صورت رای آوردن و یا نیاوردن لایحه استان شدن قزوین بیافتد را بررسی کردیم. مثلا ما پیش بینی کرده بودیم که بر روی یک سری از ماشینهای اداری بلندگو نصب کنیم، چون احتمال می دادیم مردم در هر صورت در مکان هایی تجمع خواهند کرد که ما با این وسیله مردم را به سمت مسجد النبی هدایت کنیم و در مسجد، بزرگانی مثل حاج آقا باریک بین برای مردم سخنرانی کنند تا جلوی اتفاقات ناخوشایند گرفته شود. من آن زمان فرماندار قزوین و معاون استاندار زنجان بودم و این صورت جلسه ها را برای استانداری زنجان فرستادم و طبق روال معاون امنیتی و سیاسی استانداری هم باید این صورت جلسه ها را سبک و سنگین می کرد و آن موارد حساس و ویژه مثل این موضوع را دردستور کار شورای تامین قرار می داد که ظاهرا هیچ کس فکر این اتفاقات را نمی کرد.

 

یعنی بقیه مطمئن بودن مجلس به استان شدن قزوین رای می دهد؟

خیال اونها از رای آوردن این طرح راحت بود. حتی آقای تابش، معاون امنیتی و سیاسی وزارت کشور دو روز قبل از رای گیری در راهروی مجلس به من گفت که اینجا چکار میکنی، منم گفتم که آمدیم هر چه می توانیم برای رای آوردن لایحه تلاش کنیم. عین حرف ایشان را میزنم که به من گفت «برو خیالت راحت باشه» که من این موضوع را در گزارش خودم آوردم. در واقع جو عمومی این بود که این لایحه رای می آورد. البته ما احتمال درگیری و اغتشاش را گفته بودیم ولی استانداری زنجان اصلا" توجه نکرده بود و نگفت این حرفی که شما می زنید درست است یا غلط!

 

حالا این طرح در صحن علنی مجلس رای نیاورد، چه اتفاقی افتاد؟

بعد اینکه رای نیاورد مردم در دو نقطه شهر یکی ولیعصر و یکی هم دوراه همدان تجمع کردند. سریعا" جلسه شورای تامین را تشکیل دادیم و در آن شورا تصویب شد که حاج آقا باریک بین به اتفاق مدیرکل اداره اطلاعات و چند نفر دیگر به ولیعصر بروند و من هم به همراه برخی مسئولان و معتمدین به دوراه همدان بروم. ما نیم ساعت با مردم صحبت کردیم و قول دادیم که این موضوع را پیگیری می کنیم و آخر هم با خواهش و تمنا مردم متفرق شدند، ولی دوباره تجمع ها شکل گرفت. ما با سردار عراقی که از تهران آمده بودند صحبت هایی کردیم که سپاه در میان مردم وجهه دارد و مورد احترام است و یک حرکت فرهنگی انجام بدهیم. بعد تصمیم گرفته شد بچه های سپاه بدون سلاح با لباس بسیجی به سمت ولیعصر حرکت کنند تا مردم این ها را ببینند. اما قضیه گسترده و پیچیده شده بود. برخی گروه ها وارد شدند و خراب کاری هایی کردند که معنی دار بود. مثلا عده ای شیشه های اداره دارایی را شکسته بودند، آنوقت کنارش اداره آموزش و پرورش هیچ آسیبی ندیده بود. یا اداره کار را آتش زده بودند ولی کسی با محیط زیست و... کاری نکرده بود. این ها نشان می داد این آشوب ها یک خواستگاه اجتماعی یا ناراحتی هایی داشت.

 

یعنی موضوع از استان شدن یا نشدن فراتر رفته بود؟

نه، من می خوام بگویم سیاسی نبود.

 

یعنی بحث همچنان سر استان شدن بود؟

بله ولی کسانی وارد شده بودند که از مسائل اجتماعی رنج می بردند . مثلا از مالیات دادن ناراحت بودن یا بخاطر بیکاری از اداره کار ناراضی بودند و این ها پیام هایی داشت. البته تحریک اصلی نطق هایی بود که در مجلس شد. مثلا مرحوم ساوجی نماینده ساوه گفته بود « ما انار داریم، پس ساوه را استان کنید. به خاطر سنگ پا که جایی را استان نمی کنند!» یا آقای شیبانی نماینده تهران یک چیزهایی گفتن که مردم تحریک شدند.

 

این شلوغی ها چند روز طول کشید؟

کلا 2- 3 روز طول کشید. البته یه نگاه متضادی هم آن زمان نسبت به این خرابکاری ها وجود داشت، یه عده فکر می کردند که این ها منافقین و گروه های سیاسی ضد انقلاب اند که وارد شدند و باید مقابله نظامی کرد . برخی دیگر هم اعتقاد داشتند که اینها یک تحرکات اجتماعی است که اتفاق می افتد و باید برای حل آن با مردم حرف زد.

 

هر کدام از این دیدگاه ها متعلق به چه گروه هایی بود؟

این زیاد مهم نیست! بالاخره این دو دیدگاه وجود داشت.

 

سرانجام کدام از این دو دیدگاه پیروز شد؟

 نهایتا  من می گویم قسمت اجتماعی پیروز شد.

 

اما برخی اعتقاد دارند که اگر آن برخوردهای امنیتی صورت نمی گرفت موضوع جمع نمی شد.

ببینید من همان موقع به وزیر کشور گفتم که یه چیزی به این مردم بگویید تا آرام شوند. همه به مردم قزوین گفتن استان شدن حق شماست ولی ندادند. بگویید که ما قزوین را مستقل می کنیم یا از این به بعد زیر نظر تهران اداره می شود. این پیشنهاد را به وزیر کشور دادم که اول گفتند به هیچ وجه باج نمی دهیم ولی بعدا" که فشار زیاد شد و اوضاع به هم ریخت قبول کردند که قزوین جزو استان تهران شود.

 

 فروکش نکردن این آشوب ها صرفا به دلیل همین موارد بود؟

دلایل دیگری هم بود. مثلا" در بعضی از بخش ها در استان آمادگی مقابله با اعتشاشات خیابانی وجود نداشت . حتی باتوم به اندازه کافی نداشتیم و نیروهای انتظامی از ابزارهای دیگر به جای باتوم استفاده کرده بودند.

 

 سرانجام قضیه چگونه جمع شد؟ چون شما گفتید عامل اصلی حل این مشکل مقابله نظامی نبود.

با تعدادی از آقایانی که از تهران و از وزارت اطلاعات و... آمده بودند رفتیم با ماشین یه دوری در شهر بزنیم و وضعیت را بررسی کنیم که هنوز شرایط آرام نشده بود. بعد یکی از این مسئولان از من پرسید که نیکویه چکار کنیم. بنده به ایشان گفتم باید با مردم صحبت کنیم و قضیه توسط خود مردم حل شود.

 

این راهکار شما قرار بود به چه شکل عملی شود؟

من پیشنهاد دادم یک راهپیمایی در مسیر مسجد النبی بگذاریم و مردم از این آتش زدن ها و خرابکاری ها اعلام برائت کنند؛ نه از استان شدن یا نشدن که بگوییم حق شما هست یا نیست. مردم ما اهل آتش زدن بانک و ... نیستند. این پیشنهاد در همان ماشین مورد موافقت قرار گرفت و قرار شد مقدمات این راهپیمایی فراهم شود و فردا هم اعلام راهپیمایی شد و مردم هم حضور پیدا کردند و قضیه جمع شد. البته قبل از آن اقدامات نظامی و سلبی صورت گرفته بود، ولی به نظر من این صحبت با مردم و قانع کردن آنها بود که قضیه را فیصله داد والا باز ادامه پیدا می کرد. اما جالب بود بعد از پایان این اتفاقات برخی از مسئولان گفتند چرا ساختمان استانداری ساختید؟!(با خنده) ما گفتیم بابا خودشما گفتید. یا می پرسیدن این ماشین های بلندگودار را برای تحریک مردم تجهیز کردید! من به آقای تابش صورت جلسه ای که ما درباره این اتفاقات هشدار داده بودیم را نشان دادم و گفتم که اگر معاون سیاسی و امنیتی زنجان این صورت جلسه را می خواند و به شما در وزارت کشور ارجاع می داد الان به من این را نمی گفتید.

اما برخی شبهه های را مطرح می کنند که خود نمایندگان قزوین در مجلس، فرماندار و... موافق این شلوغی ها بودند و حتی بعضی می گویند که فرمانداری برای اغتشاشگران ماشین های شهرداری را پر از سنگ کرده بود!

شما اسم برخی را آوردید که من نمی توانم جای آنها پاسخ بدهم. اما در مورد خودم به عنوان مسئول سیاسی و امنیتی شهر بارها گفتم که هم قسم جلاله بخورم و هم اسنادش موجود است که به هیچ عنوان همچنین فکری نداشتم.

 

دیگران چطور؟

من آنها را نمی دانم ولی من به عنوان مسئول می گویم این ادعا دروغ است. من پس از این اتفاقات حتی به عنوان یک مطلع هم احضار نشدم.

 

کارمندان دولت چطور؟ مدیران منظورم نیست همین کارمندان غیرمسوول.

ببینید من در گزارش 90 صفحه ای چیزهایی نوشتم که اینجا نمی توانم بگویم و آن را برای تمام مسئولان مرتبط و دفتر مقام معظم رهبری فرستادم. ولی کارهایی در این سطح شده بود. مثلا" یک آقایی تعدادی از مدیران را تحریک کرده بود که استعفای دسته جمعی بدهند و این با بالا هماهنگ نبوده و به هیچ کجا این را اطلاع نداده بودند. بعدا" تعدادی از این ها را از کار معلق کردند و هیچکس نگفت که فرمانداری در این موضوع دست داشت.

 

قضیه ماشین های شهرداری حامل سنگ چطور؟!

به هیچ عنوان، شاید فردی که ماشین شهرداری دستش بوده این کار را کرده باشد، ولی به هیچ عنوان سازماندهی شده نبود.

 

یک ادعای دیگری هم وجود دارد که منشا این اتفاقات ضعف نمایندگان قزوین در مجلس آن دوره بوده است. شما چقدر این موضوع را قبول دارید؟

نه قبول ندارم، این ها زحمتشان را کشیدند. اتفاقا بیشتر بار استان شدن قزوین بر دوش مهندس نصری بود و ارتباط هایی که با مسئولان در تهران داشت و نماینده ها کوتاهی نکردند. اما دو نماینده در آن مجلس در رای نیاوردن و شلوغی های قزوین نقش داشتند که یکی ساوجی نماینده ساوه و دیگری دکتر شیبانی نماینده تهران بود.

 

نماینده های زنجان چطور؟ مثل آقای حکیمی پور که نطق هایی در این خصوص داشتند.

بله آنها هم مقاومت می کردند ولی اظهارات این دو نماینده ای که گفتم همراه با توهین به مردم بود.

 

با توجه به شرایط و دیدی که امروز دارید اگر فرماندار بودید و این اتفاق می افتاد چه کار می کردید که آن روز انجام ندادید.

خیالم از این جهت راحت است و همه کار انجام دادم.

 

یعنی هیچ اقدامی وجود ندارد که بهتر بود انجام می دادید و ندادید؟

شاید روی تشویق مسئولان به داشتن صعه صدر و عوامل نفوذ بیشتر تلاش می کردم.

 

 



فرهنگ دوست| ۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير
7 25  

مصاحبه خیلی جالبی بود. خوبه سراغ آقایان مسئول دیگر هم در آن زمان بروید

طالقانی| ۱۳۹۳ جمعه ۶ تير
8 11  

خیلی زیبا بود آقای نیکویه از خواص وشناسنامه های استان قزوین هستند ولی تمام ماجرا این نبود نقش مرحوم ابوترابی و حضور سردار فضلی نادیده گرفته شد من به عنوان یک جوان قزوینی دوست دارم بیشتر بدونم حتما مطالب جامع تر و ظریف تری تهیه کنید ممنونم

سیدسجادموسوی ارداقی| ۱۳۹۳ دوشنبه ۹ تير
12 7  

من آن موقع قزوین شاهد عینی قضایا بودم هیچ مسئول وروحانی جراءت بیرون آمدن نداشتن وحتی اگرهم بودند سیاست خاموش کردن ناهنجاری ها را نداشتند تنها کسانی که از راه منطق وبرهان ونیز سیاست توانستند بر قلوب مردم قالب شوند وآن فتنه وآشوب را خاموش کنند آقایون ابوترابی بویژه مرحوم سردار آزادگان سید علی اکبر ابوترابی بودند اکثرا مردم را به میدان ولی عصر (عج)می کشاندند ولی این بزرگواران مردم را به مسجد النبی(ص)راهنمایی فرمودند وطی سخنرانی های مکرر توانستند مردم را به آرامش دعوت کنند وتلاشهای ایشان بود که قزوین اززنجان جدا وبه تهران الحاق وبعدا استان شد نام قزوین بانام آقایان ابوترابی زنده وپاینده است درجوار امام هشتم درود می فرستم به نام آوران قزوین شهدای استان قزوین بویژه ابوترابی وبابایی ولشکری وشهید راه آزادی دوره مشروطیت شهید علی قاضی ارداقی-مشهد مقدس سید سجاد موسوی ارداقی م

حسن| ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۲ تير
11 6  

کلی ضد شورش بودن تو خیابون ها. هر دو متری 2نفر ضدشورش تو خیابون بودند

انسان| ۱۳۹۴ شنبه ۲۴ مرداد
33 39  

واقعا تاسف داره اتوبوس و ماشین های زنجان اتیش زدن اینا واقعا فرهنگ پایین دارن، استان شدین چیکار کردین؟ کل صنعت زنجان رو هم دزدیدین افتخار میکنین؟ واقعا زشته

پاسخ هـــا
قزوینی| ۱۳۹۵ چهارشنبه ۲۴ آذر
10 17  

زنجان مال مفت قزوین را میخورد مردم طاقت نکردن حالا هی هرس بخور تا بترکی

پاسخ هـــا
معصومه| ۱۳۹۵ جمعه ۲۷ اسفند
6 12  

مخاطبم کسانی هستند که. میگن مگه زنجان صنعتم داشت،ببخشیدا ولی وقتی قزوین مال زنجان بود این اعتبارات استان زنجان بود که باعث صنعتی شدن قزوین شد، اختصاص بودجه های استان زنجان به قزوین و در پی اون صنعتی شدنش و در نهایت جدا شدنش ضربه بزرگی به اقتصاد زنجان وارد کرد

پاسخ هـــا
mohammad| ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر
3 7  

اگه از زنجان منتی برای شما نبود شما الان هیچ صنعتی نداشتید! ما مثل شما احساسی نمیشیم که شیشه هارو بشکونیم مغازه هارو به آتیش بکشیم،و جلوی ماشینای زنجان پلاکو بگیریم! اگرم از سال ۷۳تا الان رشد کردید به خاطر اعتبارهای اقتصادی و کارخونه هایی که زنجان به قزوین داده بود در واقع اینا رشد کردن،

پاسخ هـــا
محمد| ۱۳۹۶ پنج شنبه ۷ دي
5 3  

با سلام,زنجان یا قزوین......همه ایران وطن من،ولی درآمد مالیاتی قزوین که چندین برابر زنجان بود،تو شهر قزوین هزینه نمیشود،به هر حال حقوق بعضی وقتا باید به زور گرفت،زنده باد ایران

علی| ۱۳۹۶ دوشنبه ۲ بهمن
2 8  

من اهل زنجان هستم‌.درسته که اون سالها زنجان هرچی دستش میومد میچسبوند به قزوین‌ تا پیشرفت کنه ولی این دلیل نمیشه بگیم چرا قزوین جدا شد.مگه‌ وقتی یه مدر خرج بزرگ شدن بچه هاشو میده وقتی بزرگ شدن اجازه مستقل شدن بهشو نباید بده؟اتفاقا قزوین خوب کرد جدا شد چون مسولین زنجان انقد بی کفایتن که حتی تو اداره شهرستان های کوجیک‌ خودشونم‌ موندن.ماهنشان،ایجرود....از جمله این شهرستان هستن.ولی اینو بگم‌ تو جریان جلو ماشین‌ پلاک زنجان و گرفتن ماشین عموی منو داغون کردن.چرا باید یه عده به اموال مردم عادی تجاوز میکردن!این رو هم باید بزاریم به حساب کم‌کاری مسولین نه مردم با ا احساس که تحریک شدن برای احیای حق.زنجان و قزوین همیشه باهم دوست و برادر هستند.یاشا زنجان.یاشا قزوین

محسن| ۱۳۹۷ پنج شنبه ۲۷ ارديبهشت
1 3  

صنعتی شدن قزوین از این ناحیه نبود که زنجان بودجه میداد. اصلا چنین چیزی صحت نداره. هر منطقه ای برا خودش بودجه خاصی داره. ضمنا قزوین از زمان قبل انقلاب صنعتی شد. شهرکهای صنعتی قزوین با کارخانه های بسیار مهمی که ساخته شدند مربوط به قبل از انقلاب بود. ضمنا علت اینکه شرکت های بزرگی در قزوین سرمایه گذاری کردند ممنوعیت ساخت شرکتها در محدوده 120 کیلومتری تهران بود. که باعث شد نزدیکترین و بهترین شهر برای سرمایه گذاری شرکت ها قزوین باشه. چون هم به تهران نزدیک بود هم راه اهن داره. هم جزو محدوده 120 کیلومتری محسوب نمبشه. ضمنا در حال حاضر تمام شرکتهای شهرک صنعتی بخاطر بی کفایتی مسئولان تعطیل شدن و جز چند کارگاه کوچک بقیه. چند سالی هست که هیچ تولیدی ندارن

محمد| ۱۳۹۷ جمعه ۲۸ ارديبهشت
2 2  

لطفا منتشر کنید الان هم بودجه زنجان به ابهر داده میشه و ابهر روز به روز جلوتر میره و صدای الحاقش به قزوین شنبده میشه گویا این یک سیاست است که چون زنجان بین فارسها و ترکها قرار دارد ، ضعیف نگه داشته باشه

حسين زاده| ۱۳۹۷ سه شنبه ۲ مرداد
0 0  

با سلام. حرف بنده اينجا اين است كه اصلاً چرا تقسيمات كشوري ما اصولي نيست؟ چرا نظام رئيس و مرئوسي در آن حاكم است؟ اصلاً چرا در پهنه بندي تقسيماتي ما اصول جغرافيائي بر اساس نظام طبيعي رعايت نشده و نمي شود؟ آقا، مشكل اختلاف بين قزوين و زنجان و امثال آن نيست. مثلاً آيا امكان نداشت همين قزوين در دورة حكومت رژيم گذشته تابع گيلان يا همدان ميشد؟ آيا ما آنوقت نبايد اين را از تابعيت همدان يا رشت بيرون مي آورديم؟ آيا آن نمايندگان محترم مجلس كه در قضية استان شدن قزوين حرف زدند و مخالفت كردند، نبايست از سواد جغرافيائي مربوطه برخوردار بودند؟ فلان بزرگوار گفت هرجا مويز و قنبيط پيدا شد ما نمي توانيم استانش كنيم! يا فلان ديگري گفت من پايم لب گور است و قزوين دانشگاه و برخي تأسيسات دارد و اينها زيادش هست! و بودجة استان كردن را ببريد براي رسيدگي به دهات!‌ آيا اين حرفهاي ضعيف كه هر فرد كوچه بازاري مي تواند آنها را بيان كند، واقعاً نظر كارشناسي يك نمايندة مجلس كشور ماست؟ چرا بعضي از بزرگان ما از درايت و بصيرت مربوطه برخوردار نيستند؟ چرا برخي مسئولين ما ولو عابد و زاهد و مجاهد راه خدا و فداكار و اين حرفها باشند، از فهم و بصيرت كافي برخوردار نيستند؟ مگر ما در تاريخ اسلام، گمراه شدن هايي همچون خوارج نهروان را نداريم؟ آنها نه شراب خوردند و نه قمار كردند؛ بلكه اتفاقاً خيلي هم عابد و زاهد بودند، اما چون فهم و بينش شان ضعيف بود، جهنمي شدند. اين يعني آش نخورده و دهن سوخته. يعني آن ظالمين (امثال معاويه و يزيد) اگر جهنمي شدند، لاأقل در اين دنيا به مطامعي رسيدند يعني آشي خوردند. مزه اي از آش چشيدند و بعدش جهنمي شدند. اما خوارج نهروان بيچاره ها در اين دنيا عبادت كردند و لذت دنيا را هم نبردند اما آخرش شدند جهنمي و همنشين با يزيد و معاويه! يعني آشي نخوردند اما دهن شان سوخت طفلكي ها! چرا؟ چون از فهم و بينش كافي برخوردار نبودند. آهاي آقايان مجلس نشين، چرا فكر نكرده رأي ميدهيد؟ تا به كي ما بايد شعارزده باشيم و مشت گره كنيم و همينطور بي هوا بخروشيم و رأي بدهيم؟ چرا اندكي درايت و بصيرت نداريم؟‌ آيا همان پيروي از اسلام و دين كه شعار مشترك همة ماست، درايت و بصيرت لازم ندارد؟ آيا اگر تفنگي به دست ما بدهند، ما بايد همينطور بيهوا شعار بدهيم و به سمت مردم شليك كنسم؟ عزيزان، اندكي به خود بياييم و عجولانه تصميم نگيريم؛ تا خود را در درد سرهاي اينچنيني نيندازيم.

حسين زاده| ۱۳۹۷ سه شنبه ۲ مرداد
0 0  

با سلام. حرف بنده اينجا اين است كه اصلاً چرا تقسيمات كشوري ما اصولي نيست؟ چرا نظام رئيس و مرئوسي در آن حاكم است؟ اصلاً چرا در پهنه بندي تقسيماتي ما اصول جغرافيائي بر اساس نظام طبيعي رعايت نشده و نمي شود؟ آقا، مشكل اختلاف بين قزوين و زنجان و امثال آن نيست. قزويني ها و زنجاني ها برادران همدين و هموطنند. اينجا حرف، اين حرفها نيست. حرف از اين است كه چرا سواد جغرافيائي و تاريخي و حتي اطلاعات عمومي برخي مسئولين و تصميم گيران كشور و نظام اسلامي ما ضعيف است؟ مثلاً آيا امكان نداشت همين قزوين در دورة حكومت رژيم گذشته تابع گيلان يا همدان ميشد؟ آيا ما آنوقت نبايد اين را از تابعيت همدان يا رشت بيرون مي آورديم؟ آيا آن نمايندگان محترم مجلس كه در قضية استان شدن قزوين حرف زدند و مخالفت كردند، نبايست از سواد جغرافيائي مربوطه برخوردار بودند؟ فلان بزرگوار گفت هرجا مويز و قنبيط پيدا شد ما نمي توانيم استانش كنيم! يا فلان ديگري گفت من پايم لب گور است و قزوين دانشگاه و برخي تأسيسات دارد و اينها زيادش هست! و بودجة استان كردن را ببريد براي رسيدگي به دهات!‌ آيا اين حرفهاي ضعيف كه هر فرد كوچه بازاري مي تواند آنها را بيان كند، واقعاً نظر كارشناسي يك نمايندة مجلس كشور ماست؟ چرا بعضي از بزرگان ما از درايت و بصيرت مربوطه برخوردار نيستند؟ چرا برخي مسئولين ما ولو عابد و زاهد و مجاهد راه خدا و فداكار و اين حرفها باشند، از فهم و بصيرت كافي برخوردار نيستند؟ مگر ما در تاريخ اسلام، گمراه شدن هايي همچون خوارج نهروان را نداريم؟ آنها نه شراب خوردند و نه قمار كردند؛ بلكه اتفاقاً خيلي هم عابد و زاهد بودند، اما چون فهم و بينش شان ضعيف بود، جهنمي شدند. اين يعني آش نخورده و دهن سوخته. يعني آن ظالمين (امثال معاويه و يزيد) اگر جهنمي شدند، لاأقل در اين دنيا به مطامعي رسيدند يعني آشي خوردند. مزه اي از آش چشيدند و بعدش جهنمي شدند. اما خوارج نهروان بيچاره ها در اين دنيا عبادت كردند و لذت دنيا را هم نبردند اما آخرش شدند جهنمي و همنشين با يزيد و معاويه! يعني آشي نخوردند اما دهن شان سوخت طفلكي ها! چرا؟ چون از فهم و بينش كافي برخوردار نبودند. آهاي آقايان مجلس نشين، چرا فكر نكرده رأي ميدهيد؟ تا به كي ما بايد شعارزده باشيم و مشت گره كنيم و همينطور بي هوا بخروشيم و رأي بدهيم؟ چرا اندكي درايت و بصيرت نداريم؟‌ آيا همان پيروي از اسلام و دين كه شعار مشترك همة ماست، درايت و بص

حسين زاده| ۱۳۹۷ سه شنبه ۲ مرداد
0 0  

با سلام. حرف بنده اينجا اين است كه اصلاً چرا تقسيمات كشوري ما اصولي نيست؟ چرا نظام رئيس و مرئوسي در آن حاكم است؟ اصلاً چرا در پهنه بندي تقسيماتي ما اصول جغرافيائي بر اساس نظام طبيعي رعايت نشده و نمي شود؟ آقا، مشكل اختلاف بين قزوين و زنجان و امثال آن نيست. مثلاً آيا امكان نداشت همين قزوين در دورة حكومت رژيم گذشته تابع گيلان يا همدان ميشد؟ آيا ما آنوقت نبايد اين را از تابعيت همدان يا رشت بيرون مي آورديم؟ آيا آن نمايندگان محترم مجلس كه در قضية استان شدن قزوين حرف زدند و مخالفت كردند، نبايست از سواد جغرافيائي مربوطه برخوردار بودند؟ فلان بزرگوار گفت هرجا مويز و قنبيط پيدا شد ما نمي توانيم استانش كنيم! يا فلان ديگري گفت من پايم لب گور است و قزوين دانشگاه و برخي تأسيسات دارد و اينها زيادش هست! و بودجة استان كردن را ببريد براي رسيدگي به دهات!‌ آيا اين حرفهاي ضعيف كه هر فرد كوچه بازاري مي تواند آنها را بيان كند، واقعاً نظر كارشناسي يك نمايندة مجلس كشور ماست؟ چرا بعضي از بزرگان ما از درايت و بصيرت مربوطه برخوردار نيستند؟ چرا برخي مسئولين ما ولو عابد و زاهد و مجاهد راه خدا و فداكار و اين حرفها باشند، از فهم و بصيرت كافي برخوردار نيستند؟ مگر ما در تاريخ اسلام، گمراه شدن هايي همچون خوارج نهروان را نداريم؟ آنها نه شراب خوردند و نه قمار كردند؛ بلكه اتفاقاً خيلي هم عابد و زاهد بودند، اما چون فهم و بينش شان ضعيف بود، جهنمي شدند. اين يعني آش نخورده و دهن سوخته. يعني آن ظالمين (امثال معاويه و يزيد) اگر جهنمي شدند، لاأقل در اين دنيا به مطامعي رسيدند يعني آشي خوردند. مزه اي از آش چشيدند و بعدش جهنمي شدند. اما خوارج نهروان بيچاره ها در اين دنيا عبادت كردند و لذت دنيا را هم نبردند اما آخرش شدند جهنمي و همنشين با يزيد و معاويه! يعني آشي نخوردند اما دهن شان سوخت طفلكي ها! چرا؟ چون از فهم و بينش كافي برخوردار نبودند. آهاي آقايان مجلس نشين، چرا فكر نكرده رأي ميدهيد؟ تا به كي ما بايد شعارزده باشيم و مشت گره كنيم و همينطور بي هوا بخروشيم و رأي بدهيم؟ چرا اندكي درايت و بصيرت نداريم؟‌ آيا همان پيروي از اسلام و دين كه شعار مشترك همة ماست، درايت و بصيرت لازم ندارد؟ آيا اگر تفنگي به دست ما بدهند، ما بايد همينطور بيهوا شعار بدهيم و به سمت مردم شليك كنسم؟ عزيزان، اندكي به خود بياييم و عجولانه تصميم نگيريم؛ تا خود را در درد سرهاي اينچنيني نيندازيم.

حسين زاده| ۱۳۹۷ شنبه ۶ مرداد
0 0  

با سلام.اصولاً پهنة سرزمين ايران در حال حاضر در مباحث مختلف جغرافيائي- معيشتي همچون اقتصاد و زيربناي اقتصادي، انتقال آب و مبحث كشاورزي، حمل و نقل و ترسيم جاده ها و خطوط آهن، رعايت موازين طبيعي و زيست محيطي و نيز تقسيمات كشوري و آمايش جمعيت در سطح سرزمين با مسائل و مشكلات اساسي روبرو است. از سويي اسلام نيز ما را به اصلاح امور و رفع معايب دستور ميدهد همچنانكه رسول اكرم (ص) مردمي كه در معيشت خود وابسته به ديگرانند را لعنت كرده و علي (ع) هم در آن وصيت تاريخي خود چنين فرموده است كه: اوصيكم بتقوي الله و نظم امركم. يعني اي ملت اسلام، خود تان وضع خود تان را مرتب كنيد. آشفته و ول ويرانه نباشيد. در حال حاضر نيز يكي از مهمترين وظائف و دغدغه هاي نظام جمهوري اسلامي ما، عنايت به معايب و مشكلات داخلي و رفع آنهاست. نظام ما نمي تواند و نبايد اين مسائل و مشكلات را پشت گوش بيندازد. لذا از بين مسئولين و تصميم گيران جامعة ما لابد عدة زيادي نسبت به اين مسائل و معايب آگاهند و دغدغه دارند. اينها نمي خواهند كه ايران بعنوان ام القراي مبارزه با استكبار جهاني، خود درون خود دچار مشكل و مرض باشد. اما حرف اين است كه عده اي در سطح جامعة ما و حتي بعضاً در جمع مسئولين و تصميم گيران ما عده ايناآگاه نيز وجود دارند كه صرف تبعيت از برخي ذهنيت ها و شعارهاي كوته نظرانه و بدون مراجعة كارشناسي كافي نسبت به چند و چون امور، با عنايت نسبت به اين امور و اصلاح آنها مخالفت ميكنند! لطفاً يكي بيايد براي اين بزرگواران اين دو بند از مثنوي مولوي را تا آخر بخواند (البته همراه با معنا و توضيحات مربوطه): 1- آن يكي آمد زمين را مي شكافت- ابلهي فرياد كرد و بر نتافت....؛ و 2- عيسي مريم (ع) به كوه مي گريخت- شير گويا خون او ميخواست ريخت....؛ و اين را نيز از ياد نبريم كه بزرگترين دشمن انسان نه شير و پلنگند و نه فلان حاكم ظالم؛ بلكه جهل خود اوست. جهل. التماس دعا.

نام:  
پست الکترونیکی:
نظر شما:  
کد امنیتی:

 
 
اخبار مرتبط با این خبر
واژگونی خودرو در قزوین یک کشته برجای گذاشت1200 مبلغ به مناسبت ماه محرم به مناطق مختلف قزوین اعزام شدندوضعیت جایگاه پسماند آبیک ساماندهی شودطرح حمایت غذایی مددجویان در قزوین آغاز شدرقابت های دو و میدانی قهرمانی پیشکسوتان در قزوین برگزار شد۴۹۴ هزار قوطی تن ماهی احتکار شده در شهرستان البرز کشف شدفرودگاه قزوین، آشیانه بالگرد اورژانس می شودقزوین نیازمند احداث مدارس جدید برای اتباع خارجی استموج جدید بارش ها وارد قزوین می شودمحدودیت‌های ترافیکی در تاسوعا و عاشورای حسینی در قزوینمدیر جدید پایانه کالای قزوین معرفی شدپیکر شهید دوران دفاع مقدس در الوند تشییع شد1500 گونه گیاهان بومی در قزوین شناسایی شده است زائران اربعین بدون روادید عازم کشور عراق نشوندتهدیدهای بخش کشاورزی استان قزوین باید شناسایی شودیک قطعه حواصیل درآبگیرهای قزوین رها سازی شدنصب باسکول برای معادن قزوین ضروری استپیشخوان روزنامه های امروز صبح استان /سه شنبه ضرورت احداث مدارس جدید برای اتباع خارجی در قزوینمشکلی برای ذخیره سازی گندم در استان قزوین نداریم
ورزش صبحگاهی در ۳۵ هزار مدرسه سراسر کشور اجرا می شودامام جمعه قزوین مردم را به مراسم تشییع شهید صیادی دعوت کردطلا و سکه؛ رکوردشکنی تازه در بازار قزوینپیشخوان روزنامه های امروز صبح استان / دوشنبه ضرورت احداث مدارس جدید برای اتباع خارجی در قزوینتغییر مالکیت تنها راه نجات باغستان سنتی قزوین است125 دانش آموز بازمانده از تحصیل در قزوین جذب مدارس شدندیتیم بدون حامی در استان قزوین وجود نداردشهرداری امروز بزرگترین نهاد فرهنگی و اجتماعی استاستاندار قزوین از طریق سامانه سامد با مردم سخن می گویدبرق چند نقطه از استان قزوین قطع می شودعزاداری های نامتعارف، خوراک تبلیغاتی دشمنانپیام زاهدی استاندار قزوین به مناسبت بازگشت پیکر مطهر شهید جمشید صیادیفرصت ارسال آثار به جشنواره قصه گویی در قزوین تمدید شدمدرسه انرژی اتمی قزوین مهرماه امسال بهره برداری می شودمدیر جدید پایانه کالای قزوین معرفی شدتربیت دانش آموزان باید مهارت محور باشدمحدودیت‌های ترافیکی در تاسوعا و عاشورای حسینی در قزوینفرودگاه قزوین، آشیانه هلی کوپتر اورژانس می شودمشکلی برای ذخیره سازی گندم در استان قزوین نداریم
حکم ارتداد تتلو اعلام شد؟تشکیل کمیته مشترک شورای سیاست گذاری ائمه جمعه و ناجاسردار سلیمانی در مجلس عزاداری امام حسین+عکسانتقاد مداحان اصیل از پدیده مداحی نوگراطلبه مضروب مشهدی درگذشتواکنش مجتهدشبستری به حاشیه نشستن کنار احمدی نژاد + عکسویدیو: دسته عزاداری حسینی در شهر Dearborn ایالت میشیگانپاسخ مولاوردی به رائفی پورواکنش آیت الله مجتهد شبستری به حاشیه نشستن کنار احمدی نژادتصویر ویژه از رییس جمهور مرموزسلفی عجیب با دیگ نذری!مداحی دومین شب عزاداری در حسینیه امام خمینی با نوای حسین سازور + فیلماهانت به سران سه قوه از تریبون عزای اباعبداللهکیف ضد گلوله در دست محافظ رهبر انقلاب +تصاویرمتحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان را بشکنیدتحولات آموزش وپرورش سیستان و بلوچستان درهیات دولت بررسی شدفال روزانه دوشنبه 26 شهریور ماه 97با رعایت این چهار خصلت مریض نمی شویداولین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با حضور رهبر معظم انقلابنماینده مجلس: برخی در پی دریافت سهمیه جانبازی هستند تا قانون را دور بزنند/فقط یک دستگاه 2700 بازنشسته دارد!
دایی طلبش را کامل گرفت و رضایت داد!چرا دولت ترامپ عنوان جلسه سازمان ملل درباره ایران را تغییر می دهد؟راه هایی برای مقابله با دزدی وای فای/اینفوگرافیتصاویر/ مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی در حسینیه امام خمینی(ره)انس با قرآن بر زندگی شخصی و اجتماعی ما تاثیرگذار استاسپالتی: این برد نتیجه خودباوری ما در لحظات آخر بودکواچ: بایرن مونیخ برای پیروزی می جنگدراکیتیچ: پای چپ مسی تحسین برانگیز استافشاگری یک دیپلمات ایالات متحد: عقب نشینی آمریکایی ها از طرح موضوع تهران در نشست شورای امنیت/ می و ماکرون انتخابی جز دفاع از توافق هسته ای ندارندمحرومیت سنگین برای کاستاتردد دام در جاده های گلستان و خطر سوانح ترافیکیاهدای پلاسما؛ نذری برای نجات جان بیمارانعضویت ناظر کشور آذربایجان در سازمان همکاری شانگهای بررسی شدبزرگراه باکو آستارا افتتاح شدزلزله در نوار مرزی جمهوری آذربایجان شمال استان اردبیل را لرزاندچرا رفتار بد اشکالی ندارد؟کنسرو و کمپوت و غذاهای آماده چه نقشی در زندگی های امروزی دارندده نکته بهداشتی خیلی مهم در دوران عادت ماهانهرفتارهایی که در کشورهای دیگر توهین تلقی می شوندعزاداری شب تاسوعای حسینی در محله دولت آباد