۱۳۹۷ چهارشنبه ۳۰ خرداد  | 2018 6 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 941 کد مطلب: 15245  

مروری کوتاه بر زندگی و دیدگاه‌های مترجم قزوینی

۱۳۹۳ سه شنبه ۱۵ مهر ساعت 10:56

صدای قزوین - اشاره: 8 مهرماه روز ترجمه و مترجم بود اما متاسفانه موضوعات و پیشامدهای مختلف مانع از کار کردن روی پرونده‌ای هر چند کوچک در این باب در صفحه اندیشه شد. انگیزه‌ی اصلی این نوشتار پرداختن به این موضوع است مهدی سحابی، مترجم، نقاش، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس برجسته، نامی کاملا آشنا برای کتابخوان‌ها یا شاید بهتر است بگوییم علاقه‌مندان به هنر است. آنچه در ادامه می‌آید مروری مختصر بر زندگی و دیدگاه‌های اوست.
او دوره‌ی نقاشی و کارگردانی را نیمه‌تمام نهاد و به روزنامه‌نگاری روی آورد. از سال 1360 به ترجمه آثار ادبی همت گماشت و کتاب‌های بسیاری را به فارسی ترجمه کرد. ترجمه کتاب «شرم» مهدی سحابی، در دوره‌ی پنجم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
سحابی دوران دبستان و دبیرستان را در شهر تهران به اتمام رسانید و سپس به تحصیل در رشته‌ی نقاشی (در تهران) و رشته‌ی کارگردانی سینما (در ایتالیا) پرداخت، اما هر دو را ناتمام نهاد و به کار روزنامه‌نگاری اشتغال ورزید.
شاید خیلی‌ها آشنایی‌شان با سحابی از رهگذر ترجمه‌ی دقیق او از کتاب چندجلدی پروست باشد، خیلی‌ها هم ممکن است آشنایی‌شان نسبت به این مترجم و هنرمند دقیق‌تر باشد و مثلا با نقاشی‌های او آشنا باشند یا بدانند که بر چند زبان خارجی از جمله فرانسه، ایتالیایی و ... احاطه داشت.
مهدی سحابی یکی از بهترین و پرکارترین و در عین حال بی‌ادعاترین مترجمان و روشنفکران ایران بود. در کارنامه‌ی او کارهایی دیده می‌شود که خواندن آنها یکی دو سال وقت طلب می‌کند و این نشان‌دهنده‌ی آن است که او چه دود چراغی خورد و چه عمری بر سر ترجمه نهاد.
علاوه بر سنگینی برخی کارها مانند ترجمه ده جلدی «در جستجوی زمان از دست رفته» ترجمه برخی کارها مانند «مرگ قسطی» اثر فردینان سلین، نشان‌دهنده‌ی دقت او در انتخاب زبان و متن‌هایی است که به فارسی بر می‌گرداند. سحابی تنها مترجم نبود، او روزنامه‌نگار، نویسنده و نقاش بود، چند داستان در کارنامه‌ی خود دارد و مقالات متعددی از وی در مطبوعات ایران به چاپ رسیده و نمایشگاه‌های زیادی نیز برپا کرده است.
مهدی سحابی از زبان خودش
من متولد 1322 قزوین هستم. از ده سالگی با خانواده‌ام به تهران آمدم. مدرک تحصیلی‌ام دیپلم ریاضی است. دو دانشکده‌ی هنری را دیده‌ام. یکی دانشکده هنرهای تزیینی تهران و دیگر آکادمی‌هنرهای زیبای رم. یکی دو سالی به هر کدامشان رفتم و رها کردم. یاد گرفتن انگلیسی را مثل همه از دبیرستان شروع کردم، بعد در عمل بیشتر یاد گرفتم. بامزه است که من به عنوان مترجم زبان فرانسوی و ایتالیایی در کیهان استخدام شدم، بعد یک روز علیرضا فرهمند (دبیر سرویس خارجه وقت کیهان) گفت این جمله انگلیسی را ترجمه کن. نه تنها جمله، تمام متن را ترجمه کردم. چندی بعد علی اکبر مهدیان (از مترجمان سرویس خارجه کیهان و یکی از مترجمان خوب این سال‌ها) مطلبی داد که ترجمه کنم، از روی فروتنی یا تنبلی گفتم این به سواد من قد نمی‌دهد. او هم با فروتنی خاص خودش گفت اگر به سواد تو قد نمی‌دهد پس به سواد ما هم قد نمی‌دهد. زبان ایتالیایی را در آکادمی‌هنرهای زیبای رم یاد گرفتم و البته بعدها باز در خلال زندگی آن را تقویت کردم. اما زبان فرانسه را توی خیابان یاد گرفتم. یعنی من هیچ درس فرانسه نخواندم. البته با سابقه‌ی زبان ایتالیایی که بلد بودم و با انگلیسی که می‌دانستم و استعدادی که در این مورد خاص داشتم، یاد گرفتن فرانسه برای من راحت‌تر بود. برای یاد گرفتن ایتالیایی هم زندگی دانشگاهی من یک سال و نیم، دو سال بیشتر نبود. آن هم در رشته‌ی نقاشی که من تحصیل می‌کردم. این است که اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم باید بگویم زبان‌ها را همینطور عشقی یاد گرفتم یا توی زندگی.
کار ناشدنی؛ ترجمه آثار پروست!
ترجمه رمان معظم در جست‌و‌جوی زمان از دست رفته قطعا یکی از پررنگ‌ترین نقاط کارنامه‌ی ادبی و هنری اوست. سحابی در حالی دست به ترجمه این اثر زد که بسیاری از متفکرین و صاحب‌نظران این حوزه ترجمه رمان پروست را نشدنی می‌دانستند. با این استدلال که جملات پروست طولانی است و گاه یک صفحه تمام طول می‌کشد و ترجمه‌ناپذیر است. مهدی سحابی خود در خصوص نشدنی بودن ترجمه پروست چنین می‌گوید که: «به نظر من این قضیه نیمش واقعی و نیم دیگرش افسانه است. در مورد افسانه باید بگویم کسانی می‌گفتند این کتاب غیر‌قابل ترجمه است که یا خودشان نخواسته بودند، یا وقت و سوادش را نداشتند. اگرچه کتاب سنگینی است، کتاب مشکلی است که ممکن است اجر دنیوی هم نداشته باشد. کمتر می‌خوانند که به فرض، به به و چه هم گویند. کما اینکه نکردند و تازه شروع کرده‌اند به به به گفتن. با وجود این، کتاب در ایران به چاپ هشتم رسیده که خود فرانسوی‌ها هم باور نمی‌کنند. به هر حال این بخش افسانه قضیه است که یک نوع بازدارندگی در آن بوده است. قسمت دیگر که مقداری واقعیت دارد این است که این کتابی است بسیار پیچیده اما با نثر روان و زلال و البته با جمله‌هایی که پایان ندارد. جمله‌هایی که مدام از درون آنها جمله‌های دیگری می‌جوشد و خواندن کتاب را بسیار مشکل می‌کند. چون خواندن کتاب مشکل است به طریق اولی ترجمه آن هم مشکل است. مشکل دیگر مشکل ترجمه زبان فرانسه پروست به فارسی است که دارای جنبه‌های فنی است.
ما در زبان فارسی به جمله‌های کوتاه عادت داریم که شاید یکی از دلایلش این است که ما پرورده شعر عروضی هستیم. مشکل دوم این است که ما به دلایل همان جملات کوتاه عادت داریم متن را بشکنیم و با موصول به هم ربط بدهیم. این درست خلاف آن چیزی است که پروست کرده است، دلیل هم دارد. نوشته پروست به اصطلاح بازی اسلوبی نیست؛ نوعی درون‌نگاری است. مقدار بسیار زیادی ایده است و وقایعی که در یک جمله ـ جمله‌ای که هنوز به پایان نرسیده، پی در پی می‌آید؛ یا چون دارد به صورت درونی روایت می‌شود احتیاج به قطع کردن آن نیست. ما وقتی حرف می‌زنیم دایم جمله‌های معترضه در داخل جمله‌های خودمان می‌گنجانیم. از این طرز نوشتن یک مجموعه‌ای ساخته می‌شود که البته بسیار روشن است اما بسیار طولانی است و اگر به عادت زبان فارسی آن را بشکنید، تقریبا چیزی ازش نمی‌ماند. پس ترجمه آن به نوعی بند بازی نیاز دارد. ولی چون در عمل این کار را نکرده بودند می‌گفتند این نشدنی است در حالی که اگر می‌کردند شدنی بود. باید می‌گشتی و قلق آن را پیدا می‌کردی؛ قلقی که در قاموس زبان فارسی هست. از نظر ساختار زبان هم شاید بشود گفت زبان فرانسه و زبان فارسی قرینه یکدیگرند. در ساختار فارسی فعل و اجزای مهم جمله به آخر جمله می‌رود. در زبان فرانسه عناصر مهم مثل فعل اول جمله می‌آید. پس یک تفاوت ساختاری هم در زبان فارسی وجود دارد.
بنابراین دو مشکل در ترجمه پروست وجود دارد؛ یکی عادت زبان فارسی به جملات کوتاه، دیگر تفاوت ساختاری.»
دیدگاه سحابی در خصوص آفرینشی بودن یا نبودن کار ترجمه
اینکه می‌گویم مترجم نباید دیده شود، وقتی به ترجمه‌ی ادبی می‌رسیم ممکن است حکم بی‌رحمانه‌ای باشد. شاید تسکین این درد این است که مترجم بداند در کار بسیار مهمی ‌دخالت کرده است. او در تب و تاب و شور آفرینش با مولف و نویسنده وارد مشارکت شده است. مثل آهن‌کاری که در ساختن یک بنای فخیم معماری از او کمک بخواهیم اما بعد از اتمام کار دیگر تیر آهن‌ها را نمی‌بینیم.
ترجمه به نظر من چنین سهمی‌از آفرینش می‌گیرد. یک چیزهایی از آفرینش در او هست. مترجمان بالاخره از خودشان مایه می‌گذارند.
بالاخره مترجم می‌تواند بین سه چهار روایت یکی را انتخاب کند؛ همین انتخاب یعنی آفرینش در کنار آفریننده اصلی. منتها اصل قضیه به نظر من این است که ترجمه آفرینش نیست. ترجمه مشارکت دورادور در اثری است که قبلا آفریده شده. اینجاست که بحث فنی آن پیش می‌آید. یعنی ترجمه یک کار بسیار دقیق فنی در انتقال یک اثر آفریده شده است. این امر دو قطبی بودن یا دو لبه بودن کار ترجمه را نشان می‌دهد. این دوگانگی در ترجمه هست.
یعنی شما از یک طرف در یک اثر آفرینشی دخالت دارید و از طرف دیگر باید هر چه کمتر دیده شوید. دلداری که به مترجم می‌شود داد این است که در یک کار بزرگ مشارکت دارد و دارد در کار سترگی دخالت می‌کند. بنابراین هر قدر فروتنی نشان بدهد باز هم از باد آن آفرینش اصلی چیزی به او می‌رسد.



تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نام:  
پست الکترونیکی:
نظر شما:  
کد امنیتی:

 
 
معلولان و مسیر ناهموار دسترسی به اماکن شهریشهرداری از طرح‌ها و ایده‌های نو هنرمندان حمایت می‌کندمیانگین مصرف ماهی در استان افزایش یافتموفقیت جهاددانشگاهی در وجود نیروهای جوان، متخصص و متعهد استجاده قزوین-کلاچای دارای ردیف اعتباری استمسابقات فوتسال جام رمضان در قزوین پایان یافت60 خانه ورزش روستایی در قزوین تجهیز می شودویژه برنامه هفته قوه قضائیه در قزوین اعلام شدکرایه تاکسی در قزوین افزایش یافتنصب سامانه هوشمند توزین در حال حرکت در قزویناهدای خون در قزوین 14.5 درصد کاهش یافتحضور تیم دانشگاه آزاد قزوین در مسابقات جهانی ربوکاپ تنها به 10 درصد آرای قضایی قزوین اعتراض می شودتندیس منصور غلامی چهره ماندگار ورزش قزوین رونمایی شدطرح توانمند سازی محلات با مشارکت مردم اجرا شودمراسم ارتحال سید آزادگان امروز برگزار می شود25 باشگاه ورزشی متخلف در قزوین شناسایی شدانهدام باند سارقان سیم برق در بویین زهرا طرح ملی جی نف در قزوین باید اجرایی شودجرائم خشن در استان قزوین ۴ درصد کاهش یافت
رژه سپاه در سوریه +عکسآیا می دانستید این خانم بازیگر، مادرزنِ امین تارخ است؟حمایت مُجری صداوسیما از قاتِل سه پلیس!خدمه کاخ از فساد اخلاقی شاه و فرح چه می گفتند؟ + عکسچه کسی معاون امور اجتماعی و فرهنگی منطقه 7 شهرداری تهران شد؟محمد ثلاث اعدام شد3 تُن آتش سپاه بر سر تروریست هابازیگران مشهور ایرانی در کنار خواننده اونور آبی/عکسهیات دولت آیین نامه اجرایی نحوه پرداخت یارانه ها در سال 1397 را تصویب کردیک پرتره زیبا از "آنا نعمتی" + عکس"الناز شاکردوست" در حال چیدن موز + عکسلیست خروج استقلال رسما مشخص شدرای دادگاه کاس درباره پرسپولیس صادر شدشوک بزرگ قیمتی در بازار خودروجزییات تبدیل سکه های پیش فروش به اوراقسقوط آزاد سکه ادامه دارد/ طلا گرمی 208 هزار تومانقیمت خودرو امروز 97/03/27| کسادی بازار برخی خودروها را ارزان کردعذرخواهی آرژانتین به خاطر ماجرای جنجالی سامپائولیزاینده رود تشنه استورود هیئت تحقیق و تفحص از ستاد قاچاق کالا و ارز به تخلف در واردات خودرو
اعزام هانیه دختر فداکار سرپل ذهابی به تهران برای ادامه درماننتانیاهو از خروج آمریکا از شورای حقوق بشر استقبال کردشلیک راکت از بالگردهای ارتش و سپاه + عکسخبرنگار خبرگزاری صدا وسیما در ایتالیا تبرئه شدیادداشت/ پیروز مجتهدزاده جهل دیپلماتیکمحسن آذین بررسی شیوه های افزایش تعلق سازمانی کارکنانچین: ترامپ آغازگر جنگ استجنایت عجیب در تاریخ ایران! +عکسوقتی چادر انقدر به خانم بازیگر می آید/عکستصاویر/ نمایشگاهی برای دوستداران اسبیکی از رهبران داعش کشته شدسرمربی تیم ملی والیبال ضعیف بود؟نیلوفر سادات حسینی، جعفر حقیقت درجه ی عبور نرخ ارز بر شاخص قیمت واردات ایرانصوفی زاده: پیگیر اعزام دختران فوتسال به المپیک جوانان هستیممدیر شبکه قرآن: برگزاری طرح قرآنی 1452 از تابستانیادداشت/ صادق نیکو ماجرای قاتلی که قهرمان شد!جنگنده های رژیم صهیونیستی غزه را بمباران کردندطرز تهیه بستنی میوه ای مخلوطداستان زندگی یک خبرنگار چشم بادامیپررو مثل امارات