اقتصاد ایران زمین گیر بی اعتباری سیاست های پولی یا مقامات پولی ؟

مهرانگیر غیاثوند

صدای قزوین:

به جرات می توان گفت در جهان امروز، بارزترین  دلیل بر کارآیی دولت ها مواجهه  آن ها با مسائل و مشکلات اقتصادی است و در مقابل میزان اعتماد مردم به سیاست های ابلاغی   دولت ها ست که رفتارهای اقتصادی آن ها را رقم می زند.

اعتماد مردم به سیاست های دولتی  یکی از مهمترین عوامل اثر گذار بر سیاست های پولی و مالی دولت هاست موضوعی که به شدت جامعه امروز ما از آن رنج می برد.
شاید امروز همه ما به این درک رسیده ایم  که آنچه دست دولت را  در کنترل بحران ارز ، سکه و خودرو بسته است؛  ربطی به سیاست گذاری کلان ندارد؛  چرا که هنوز ارز وارد کشور می شود و شروع تحریم های نفتی و ارزی به آبان ماه موکول شده است ؛ این عدم اعتماد مردم به سیاست های اقتصادی حاکمیت است که هر روز بر این التهابات می افزاید.
بحران اعتماد ملی پاشنه آشیل ملت هاست؛ بحرانی فراتر از بحران زیست محیطی یا بحران آب که این روزها همه ما آن را با گوشت و پوست خود لمس می کنیم .
بحران اعتماد ملی یعنی حرکت ملت خلاف جهت حاکمیتی که قرار است سیاست های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و معادلات جهانی ملت را رقم بزند.
امروز در کشورما دولت تمام سعی خود را به کار گرفته تا با توسل  به سیاست های پولی جدید یا حتی  اقدامات پلیسی و  قضایی مثل دستگیری اختلالگران بزرگ یا به اصطلاح دانه درشت ها،  بازار را کنترل کند ولی مدت هاست  عامه مردم با بی اعتمادی نسبت به سیاست پولی دولت با سرازیر کردن نقدینگی  به بازار سعی می کنند از فرصت افزایش قیمت ها به نفع خود بهره ببرند. 
بهره ای که پشت پرده آن تورم افسار گسیخته و بی اعتباری پول ملی است که بیش از همه زیانش زندگی همین عامه مردم را نشانه می رود.
 ولی دست یابی به اندک سود آنی این بازی ، مردم را از همراهی با سیاست های پولی دولت به دلیل بی اعتمادی دور می کند. ایجاد فاصله ای که شاید نمونه بارز آن را می توان در کنش های اقتصادی بازار بعد صحبت های مرد اول دولت دید و شاهد مثال آن افزایش قیمت دلاربه محض شروع سخنرانی روحانی در صحن بهارستان است.
ولی چرا ؟
نگاهی به اتفاقات پیرامونی مشابه در منطقه شاید ادله اثباتی خوبی برایمان رو کند.
 به موازات بحران ارز در ایران بحران ارز در ترکیه به دلیل تحریم های آمریکا رخ می دهد و اولین بروز رفتارهای مردم حمایت از پول ملی و حتی تحویل نقدینگی به بانک ها، برای جلوگیری از کاهش افت قیمت لیر در مقابل دلارآمریکاست؛  کار به آتش زدن اسکناس های سبز هم به شکل نمادین می رسد. ولی چرا در کشور ما رویه کاملا برعکس است؟
آیا این بی اعتمادی زاییده این روزهاست؟ آیا سیاست های لجوجانه وغیر دیپلماتیک آمریکا باعث شده تا مردم گمان کنند که دولت  در مواجهه با این مسئله به انفعال رسیده است؟ و در نهایت سهم رفتار حاکمیت در این بی اعتمادی چه میزان است؟
نگاهی به گذشته ملت ایران در چهل سال اخیر نشان می دهد ملت ایران در مسیر همراهی با حاکمیتی که خود اصلی ترین نقش را برای روی کار آمدن آن داشته است کوتاهی نکرده است؛  شاید بارزترین شکل آن، حمایت بی سابقه مردم درهشت سال جنگ تحمیلی و ارائه کمک های مالی و جانی به جبهه هاست؛ هنوزهم در خاطره تک تک شما شاید خاطره وانت هایی که کمک های مردمی به جبهه ها را جمع می کردند سو سو می زند؛ در سال های بعد هم هر گاه ملت حاکمیت را تنها و بی دفاع در مقابله هجمه جهانی می بیند؛ دفاع جانانه ای از آن دارد. حضور گسترده مردم در تمام این سال ها گواه این مدعاست.
اما گره کار کجاست؟
صرف اتکا به دشمنی که بارها در صحنه آزمون و خطای این ملت بازنده بوده است وحتی برای سرسپرده های حاکمیت سابق ایران که برایش جزیره ثبات ساخته بود هم دایگی نکرده است بیراهه ای بود که دولت تحت تاثیر فضای تحریم ها و جو فزاینده ای که بر طبل جنگی دیگر، در منطقه می زد وارد آن شد و در نهایت تن دادن به برجامی که حالا فرجامش درآبان ماه با شروع تحریم ها به تلخی ته خیار می ماند.
حالا ملت، دولت را برای قرار دادن همه تخم مرغ هایش در سبد برجام مقصر می داند و به دیگر سیاست هایش در قبال این ماجرا بی اعتماد است.
از سوی دیگر در سال های اخیرفضای گسترده ارتباطات یا گردش آزاد اطلاعات که نه در داخل بلکه به دلیل ورود  فناوری ایجاد گردید ؛ موجب شد  تا مردم به هجم وسیعی اطلاعات به دلیل شفاف نبودن فضای اطلاع رسانی داخلی و عدم دسترسی به گردش آزاد اطلاعات در داخل دست یابند؛ حالا مردم دسترسی به اخباری دارند که نه در رسانه ملی و نه در مطبوعات فهرستی برای پخش نداشته است، و همه مردم در این گستره خود رسانه اند.
 اخبار درست یا  نادرست از مراجع مطمئن یا نامطمئن؛  حالا همه چیز برای ضربات مهلک تر به پیکره اعتماد ملی مهیاست.
حالا شما وسیله ای در اختیار داری که بزرگترین رسانه است و در کسری از زمان قابلیت این موضوع را دارد تا شما به اطلاعات هر جایی که اراده می کنید، چه درست، چه نادرست دست پیدا کنید.
هر چند نمی توان وجود برملا شدن پرونده های اختلاس ها و رانت های دولتی که به خاطرفساد سیستماتیک دراین سال ها به وجود آمده است را در خلال همین فناوری ها  نادیده گرفت ؛ موضوعی که دیگر حاکمیت هم با همه قدرتش، قدرت لاپوشانی آن را درهمین بستر آماده شده تحت عنوان فضای مجازی ندارد و تصویر فیش های میلیونی مدیران، رونمایی از صفرهای بیشتر در پرونده های فسادهای دولتی و نابسامانی در فضای بانکی کشور به دلیل دادن مجوزهای کیلویی به موسسات که حالا جیب ملت برای پرداختش دم دست ترین گزینه دولتی است آب سردی است بر تن اعتماد ملت .
ایجاد فضای سیاه رانت  در سایه  دوایر بسته قدرت ناشی از تک بعدی شدن رویه سیاسی در راس دولت ها و مهم تر از همه نداشتن صداقت در مشی و شعارها، ملت را از دولت دراین سال ها دور کرد.
مهمی که در نظام سیاسی ایران به دلیل نداشتن احزاب قوی در دولت های قبل از روحانی نیز مسبوق به سابقه است.
حالا این بی اعتمادی شکاف عظیمی بین مردم و حاکمیت ایجاد کرده است که به نظر به این زودی ها قابل جبران نیست ؛ اقتصاد ایران زمین گیر پشتوانه پول اعتباری نیست؛ بلکه زمین گیر اعتبار مقامات پولی است که هرزگاهی با ارائه آمار غلط و سراسیمگی در تصمیم گیری بر بحران اقتصادی داخلی دامن می زنند.
امروز بحران اعتماد ملی مهمترین دلیل ساختاری در اقتصاد کشور است که خود را در مواجهه   با مشکلات داخلی و خارجی عاجز از همفزایی ملت در تصمیم گیرهای کلان با خود  می بیند.
 مشکل ساختاری در نظام اقتصادی قطع به یقین وجود دارد و کسی منکر آن نیست؛ ولی بهسازی یا نوسازی بنای اعتماد بین ملت و دولت تنها نوشدار این زخم کهنه است؛ که اگر مداوا نشود قبل از شروع هر تحریم تازه تری رو به وخامت خواهد گذاشت و پدیده فروپاشی اجتماعی که درآن افراد جامعه  دچار  انفعال و بی عاطفگی  اجتماعی شده؛  پدیده که ریشه های تازه اش را می توان در بی رحمی مردم نسبت به هم در پدیده ای به نام احتکار دید .

 
منتشر شده توسط صدای قزوین در تاریخ ۱۳۹۷ چهارشنبه ۱۴ شهريور
کدخبر:46585منبع:صدای قزوینتاریخ انتشار:۱۳۹۷ چهاردهم شهريورلینک خبر: http://www.sedayeqazvin.ir/Pages/News-46585.aspx