انقلاب اسلامی ایران و رهبری ممتاز آن

محمدناصر ادیب مهر ـ معصومه هاشمی

صدای قزوین_یادداشت:

مهمترین وجه تمایز انقلاب اسلامی ایران رهبری آن است که نقش اساسی و مهمّی در شکل گیری آن داشته است؛ از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی نقش علما بعنوان رهبران اصلی جنبش های سیاسی ـ اجتماعی و 

انقلاب ها انکار ناپذیر است که باید بصورت کاملاً علمی و حساب شده در کرسی های دانشگاهی تدریس و تبیین شوند.

با نگاهی تحلیلگرانه به تحولات انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی و انقلاب های اخیر در بیداری اسلامی 

در می یابیم که استراتژی استکبار و قدرت های استعماری در مواجهه با این انقلاب ها مبتنی بر سه رویکرد است: 

الف: استحاله ی انقلاب ها

ب: نفوذ در عناصر و ارکان انقلاب ها

ج: برخورد با موج انقلاب ها 

اگر تا کنون استکبار و امپریالیسم جهانی در ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران ناکام مانده اند؛ این موفقیت در سایه ی هوشمندی و درایت رهبران جمهوری اسلامی و همچنین رویکرد فاعلی و مؤثر عناصر انقلابی بعنوان پیشران های جامعه ایران بوده است.

کشورهای استکباری بهتر می دانند که وقوع هر انقلاب در هر نقطه از جهان به معنی آگاهی ملت آن نقطه از حقوق و جایگاه خود در جامعه ی جهانی است و این آگاهی مساوی به خطر افتادن منافع کشورهای استعماری، استکباری و امپریالیستی در آن نقطه است.

بر این اساس کشورهای فوق در مواجهه با انقلاب ها و رویدادهای جهان نسخه های مختلفی همچون استحاله، نفوذ و برخورد را می پیچند.

موارد زیر نمونه هایی از مواجهه کشورهای غربی و استکباری با انقلاب هاست.

انقلاب مشروطه: با پروژه ی نفوذ و استحاله و همچنین فقدان رهبریِ آگاه ناکام ماند.

انقلاب مصر: با تبرئه ی حسنی مبارک این انقلاب گرفتار استحاله و با محاکمه مرسی گرفتار نفوذ شد.

انقلاب تونس: با اهدای جایزه ی صلح نوبل به «کمیته چهارجانبه» تونس که میانجیگری برگزاری گفتگوهای ملی میان احزاب سیاسی این کشور را بر عهده داشت، کشورهای غربی درواقع مبنای محاسباتی عناصر به اصطلاح انقلابی تونس را خریدند.

انقلاب بحرین و یمن: ملغمه ای از برخورد، نفوذ و استحاله است اما تا کنون موفق به خاموشی موج انقلاب نشده اند.

آنچه در این انقلاب ها مشترک است فقدان رهبری است. می بینیم که فقدان رهبری موجب شده انقلاب های بیداری اسلامی به خیزش هایی تبدیل شوند که ارزش سیاسی و اجتماعی بسیاری دارند؛ اما بخاطر نبود رهبری آگاه و هوشیار به نتیجه مطلوب نرسیده و یا عقیم مانده اند و این امر یعنی خلاء رهبری شجاع، انقلابی و آگاه همواره حوزه ی نفوذ و استحاله انقلاب ها محسوب می شوند.

با نگاهی به تاریخ تحولات انقلاب اسلامی و درایت های رهبران ایران در مواجهه با بحران ها و شرایط خاص در می یابیم جایی که انقلاب ها نیاز به مراقبت ویژه دارند؛ خلاء رهبری موجب سقوط و انحراف نهضت و برعکس حضور رهبر می تواند جریان های انقلابی را از سقوط به ورطه های خطرناک و مهلک مصونیت بخشد؛ در تاریخ انقلاب اسلامی ایران موارد این چنینی متعدداند؛ سلب فرماندهی کل قوا از بنی صدر عزل او از ریاست جمهوری، برکناری آقای منتظری از قائم مقامی رهبری واکنش به رفتار صدام در آغاز جنگ تحمیلی نمونه هایی از این دست است.

درکنار این بینش و بصیرت ویژگی های شخصی و رفتاری مثبت در رهبران می تواند مشروعیت و محبوبیت آنان را بین توده ها بیش ازپیش افزایش دهد؛ ساده زیستی، جلوگیری از حضور نزدیکان در مراکز قدرت، پارسایی زاهدانه در جایگاه زعامت ملت و همچنین توجه ویژه به مباحث دینی و بکارگیری دستورات دین تنها نمونه های اندکی از تمایزات رهبران جمهوری اسلامی ایران با بسیاری از رهبران جهان است.

براین اساس نقش رهبری و اهمیت داشتنِ رهبر همواره در ریشه یابی انقلاب اسلامی باید تبیین شود و در خلال تشریح نقش رهبری باید اقدامات انقلابی رهبران ایران و تصمیمات و عملکرد آنان برای مخاطبان تحلیل شود تا ارزش این جایگاه بیش از پیش برای جامعه تبیین گردد؛ دراین میان باید به نامه هایی اشاره کرد که رهبران ایران برای رهبر بلوک شرق و جوانان غرب نگاشته اند. 

نگارش و صدور این نامه ها نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شوند.

نامه ی امام خمینی (ره) به گورباچف 

امام خمینی (ره) در یازدهم دی ماه 1367 هجری شمسی نامه ای خطاب به میخائیل گورباچف رهبری اتحاد جماهیر شوروی نوشتند که نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شود. مهمترین محور نامه حضرت امام خمینی(ره) به گورباچف خلاء معنویت و اسلام در جامعه ی شوروی و همچنین اضمحلال مکتب کمونیست بود که جمله تاریخی ایشان در ادبیات سیاسی و مجامع سیاسی و دیپلماتیک هنوز تکرار می شود. 

با نگاهی تحلیلی به نامه ی تاریخی امام خمینی (ره) در می یابیم که ایشان بعنوان رهبری مذهبی و سیاسی که بنیانگذار انقلاب اسلامی در ایران بودند رسالتی عمیق تر از نجات کشور و ملت ایران برای خود در نظر داشتند و آن نجات بشریت و تمامی انسانهایی است که می توانند با مبانی توحیدی آشنا و یکتا پرست شوند.

امام خمینی(ره) چیزی را در اتمسفر بلوک شرق دیدند که نخبگان آن روز از آن غافل و یا از درک آن ناتوان

بودند و نگارش نامه به گورباچف نشانه ای برای ماست که بدانیم حضرت امام خمینی(ره) همواره در رصد تحولات آینده که مبتنی بر نگرشی توحیدی و اسلامی بود تحلیل های متقن و مستدلی داشتند که نتیجه ی آنرا در فروپاشی اتحادجماهیر شوروی و افول کمونیسم دیدیم.

بنابراین توجه به جهان بینی امام خمینی(ره) و نگرش جهانی ایشان باید بعنوان یک موضوع مهم در مجامع علمی و دانشگاهی تبیین شود تا نسل امروز بیش از پیش با اندیشه های ایشان آشنا و زوایای مختلف شخصیتی امام خمینی(ره) را بشناسند.

شخصیت عرفانی و معنوی امام که بعضاً از زبان دوست دوران جوانی شان «میرزا علی اکبر معلم دامغانی» نکاتی بیان شده است؛ شخصیت امام در خانواده، در سیاست، در مواجهه با اجانب، در مواجهه با بحران هایی مثل جنگ تحمیلی و... نمونه هایی از این دست هستند که بیانکر شخصیت ممتاز امام راحل در بین رهبران جهان بود.

نگاهی به نظرات رجال دیپلمات و سیاسیون در مواجهه ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه اتحادجماهیر شوروی بعنوان مرکز ثقل بلوک شرق و امام خمینی بعنوان یک رهبری انقلابی نشان می دهد که شواردنادزه علیرغم داشتن تجربیات متعدد و مکرر با رهبران جهان در این دیدار تا چه اندازه متحول، متأثر و منقلب شد.

ساده زیستی امام، نگاه ژرف و افق روشنی که امام خمینی فراروی سران بلوک شرق گشودند، مضمون توحیدی و نفوذ کلام ایشان در دعوت به یکتا پرستی مؤلفه هایی است که نه تنها سران بلوک شرق بلکه تمامی رهبران سیاسی جهان را به تحیر واداشت؛ چه آنکه در فضایی که جهان بر سر رقابت های مادی، قدرت و توسعه نفوذ، به دو نیم تقسیم شده بود، حضرت امام خمینی بعنوان رهبر ایران عالی ترین مضمون برای نجات بشری یعنی «توحید» و «یکتا پرستی» را نسخه ی شفا بخش برای سعادت و هدایت دنیوی و اخروی ملت ها و قدرت ها تجویز نمودند و دیدیم که غفلت گورباچف از درک مفهوم اصلی پیام امام خمینی (ره)، پیش بینی تاریخی امام راحل را در سقوط ابدی کمونیسم به دنبال داشت و اکنون اندیشمندان و متفکران به بصیرت اعجاز گونه ی خمینی کبیر معترف اند.

نامه ی مقام معظم رهبری به جوانان اروپا

حضرت آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) دو نامه ی تاریخی خطاب به جوانان غربی نوشتند که این نامه ها به نوعی موجب واهمه و وحشت رهبران غرب شد و آن را در فضای مجازی فیلتر کردند؛ هرچند ارتش سایبری ایران متن این نامه ها را به مراکزی که باید می رسید انتشار داد.

اهتمام انقلابی رسانه های ایران در انتشار مضمون این نامه ها موجب کنجکاوی نسل جوان در کشورهای اروپا و آمریکای شمالی شد تا جایی که آنها خود به دنبال دریافت متن نامه بودند. در خصوص انعکاس بازخوردهای این نامه ها در بین نسل جوان اروپا و آمریکای شمالی باید گفت: افرادی که موفق به خواندن نامه معظم له شدند ضمن دریافت تلنگری جدی مختصات فکری شان از اسلام و ایران اسلامی دستخوش دگرگونی شد؛ چرا که متن و روح پیام حضرت آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) را با تبلیغات مسموم رسانه های خود در تضاد دیدند و از آنجایی که پیام معظم له حاوی مضامین اخلاقی و صادقانه ای برای معرفی گوهر اصیل اسلام بود و از طرف دیگر این معرفی در فضایی منطقی و بی طرفانه برخی از نکات دین مبین اسلام را تبیین نموده بود طبیعتاً موجب اقبال نسل جوان اروپا و آمریکای شمالی شد که بازخودهای آن مثل نامه ی حضرت امام خمینی (ره) در آینده مشخص و روشن خواهد شد.

نفس اقدام مقام معظم رهبری در صدور نامه خطاب به نسل جوان اروپا و آمریکای شمالی حاوی پیام بزرگی است و آن اینکه پیام امام خمینی (ره) خطاب به رهبر بلوک شرق بود و پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) خطاب به ملت ها و بدنه ی کشورهای اروپایی وآمریکای شمالی بود؛ اگر پیام امام خمینی(ره) رهبران جهان را متوجه خود کرد، پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) ملت های جهان را به خود جذب نمود.

پیام امام خمینی حکایتگر تحولی در حاکمیت بلوک شرق بود و پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) حکایتگر تحول در بدنه ی کشورهای غربی و آمریکای شمالی است.

پیام امام خمینی سقوط یک مکتب ماتریالیستی را نوید می داد و پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی تولد یک خیزش مردمی و انسانی بر مدار توحید و دین را بشارت می دهد.

همین امر موجب ترس و واهمه ی رهبران غربی شده و پروژه ی ایران هراسی و اسلام هراسی بویژه شیعه هراسی را با شدت بیشتری دنبال می کنند.

اما خداوند در پاسخ این اسلام هراسی ها در کتاب آسمانی اش آورده است که دین اسلام را بر همه ادیان پیروز خواهد کرد هرچند که مشرکان از این امر کراهت داشته باشند. (آیه 9 سوره صف)

و باید منتظر ماند تا وعده ی الهی که در قرآن آمده محقق شود. (آیه 2 سوره ی نصر و در آن روز مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می شوند.)


جمع بندی 

نامه ی امام خمینی شباهت زیادی به نامه ی پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) به سران کشورهای ایران، روم و حبشه دارد؛ که بی توجهی خسروپرویز به این پیام فروپاشی امپراطوری ساسانی را به دنبال داشت و بی توجهی گورباچف هم همین سرنوشت را برای شوروی به دنبال داشت.

پیام رهبری معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) به جوانان اروپا و آمریکای شمالی هم اقتباسی از اقدام عملی پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) در رسانیدن ندای توحید و یکتا پرستی دین مبین اسلام به گوش ملت ها بود که نتیجه ی آن هم ظهور نخبگان مسلمان و غیر عربی همچون سلمان فارسی بود.

اکنون هم باید به نظاره نشست تا نتیجه ی نامه ی رهبری معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) را در نسل های جوان اروپا و آمریکا مشاهده نمود.

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سفر به تهران فارغ از تشریفات اداری به محضر رهبری معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) می رسد و برای این دیدار آنچنان اهمیت قائل است که نخستین برنامه ی حضور در ایران را دیدار با معظم له تعریف می کند. این اقدام حاکی از شناخت رئیس جمهور روسیه از بینش عمیق رهبر ایران اسلامی است که همواره معادلات قدرت را در سخنرانی های ساده و بی پیرایه ی خود در جمع ملت انقلابی ایران به چالش کشیده است.

سال 1391 هیئتی از روسیه در همایشی تحت عنوان «همکاری های مشترک ایران و روسیه» در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین حضور یافت که رئیس این هیئت در نطق رسمی خود در جمع نخبگان حاضر در همایش اعترف کرد که روسیه اکنون گرفتار خلاء معنویت و توحید است؛ حال با توجه به این رفتار آقای پوتین و با توجه به زمینه ای که در جامعه روسیه برای پذیرش اسلام وجود دارد، باید منتظر بود تا تحقق وعده ی الهی را در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی و بخصوص کشور پهناوری همچون روسیه به عینه و ملموس مشاهده نمود. 

 

منتشر شده توسط صدای قزوین در تاریخ ۱۳۹۷ شنبه ۱۲ خرداد
کدخبر:44330منبع:صدای قزوینتاریخ انتشار:۱۳۹۷ دوازدهم خردادلینک خبر: http://www.sedayeqazvin.ir/Pages/News-44330.aspx