خبرنگاران و حفره قدرت

حدیث حیدری

صدای قزوین_یادداشت :

همه قدرت را دوست دارند! شیرین و لذت بخش است و بسیاری از جنگ و دعواهای نرم و سرد تاریخ بشر از همین قدرت و تمایل گاها حیوانیِ انسان بدان شروع شده است؛ شاید نه آن پیرویِ  افراطی از مکتب قدرت گرایی که اراده معطوف به قدرت را "اصالت"  بشر می داند، اما همه ما کم و بیش و به نحوی معتقدیم که قدرتمند بودن از اصول زندگی است و شاید درجات متفاوتی داشته باشد ولی  نمی شود نادیده اش گرفت؛ این قصر امل در نگاه اکثریت به شکل منسجم و مشابهی ثبت شده؛ حس برتری و موضعی که از آن بتوان با قاطعیت برای خود و اطرافیان تصمیم گرفت و یا سخن گفت. پیش از این، هر کسی سراغ "قدرت" بدان معنای گسترده و خطر پذیرش نمی رفت؛  انگار افراد خاصی از ازل برای این کار ساخته شده بودند، میدان و هدف مشخص بود، راه و روش هم روشن، یک نفر سیاست ورزی می کرد، دیگری به جنگ می رفت و نتیجه چیزی جز پیروزی یا شکست و بالتبع قدرت و ضعف نبود. 

اما امروز که معنی و مفهوم هر واژه ای دستخوش تغییر و تحول شده،گویا "قدرت" هم  از این سیل بی نصیب نمانده است. هرچند بحث در چارچوب قدرت و تفسیر آن بحثی طویل است و به آن نمی پردازیم. هدف این گفتار تنها شرحی کوتاه از تنزلِ مسلکی  است که در آن هرکسی به خود اجازه می دهد تا دست اندازی به یک عامل قدرت و با چشمداشت منافع شخصی داشته باشد، بی آنکه هویت، پیشینه و جایگاهش را متناسب با آن در نظر بگیرد. به طور خاص در پیشه خبرنگاری که زمانی «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» برجریده آن حکاکی شده بود، حالا باید با نورافکن  دنبال قلم تر و تمیزی بگردیم که وامدار نیست و برای توسل به قدرت روی کاغذ نمی نشیند. از همین رو اشاره شد که حتی معانی و شمایلِ قدرت هم دگرگون شده و گاه تا گوشه چشم یک مدیر و یا وعده ای حقارت بار پایین آمده است؛ خبرنگاری که در حرفه خودش به آنچه که می خواسته_ و تصور می کنیم در بهترین حالت، آرمانی انسانی بوده_ نرسیده است، کوتاه ترین مسیر را نزدیکی به سرچشمه قدرت می یابد، مجیز می گوید و یا به نحوی غیرعادی خودش را به یک فرد دارای قدرت نزدیک می کند. 

بسیار سراغ داریم آنان را که با نسیم تغییری،  احساس خطر و کمبود می کنند، با عصبانیت  شروع می کند به نوشتنِ نامه ای سرگشاده خطاب به یک مسوول با این عنوانِ کلیشه ایِ "سخنی با.... ." آن همه نه برای اصلاح  عملی نادرست و یا در هیبت  موعظه گری دلسوز، بلکه از این نگاه که زمان آن رسیده تا به من توجه شود، یعنی من هم باید دیده شوم.یعنی باید بدانید من دیگر به دنبال چرایی یک خبر و گزارش نوشتن با آن همه مشقت نیستم؛ دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و رسالت اطلاع رسانی ام ته کشیده، چیزهای بیشتری مثل  "توجه" و "قدرت" می خواهم!  و نهایت خواری، خود از همین رضایت به قدرتی پوشالی و توهم گونه بر می آید که کاش کسی یک جا دکمه توقف را بزند و دست به قلم ها را از سقوط در  این حفره تباهی نجات بدهد. 
 

 

منتشر شده توسط صدای قزوین در تاریخ ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۱ آبان
کدخبر:40118منبع:صدای قزوینتاریخ انتشار:۱۳۹۶ بيست و يکم آبانلینک خبر: http://www.sedayeqazvin.ir/Pages/News-40118.aspx